سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
الثلاثاء ٠٥ ربیع‌الاول ١٤٤٨
Tuesday 18 August 2026
متن خبر

ظرفیت‌های پژوهشی سلامت متناسب با نیاز‌های فوری جنگ اعلام شد/ باید مسائل ضروری جنگ را به سؤال پژوهشی تبدیل کنیم

سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
ظرفیت‌های پژوهشی سلامت متناسب با نیاز‌های فوری جنگ اعلام شد/ باید مسائل ضروری جنگ را به سؤال پژوهشی تبدیل کنیم
سرپرست معاونت پژوهش و فناوری مؤسسه ملی توسعه تحقیقات علوم پزشکی ایران (نیماد) با اشاره به تغییر اولویتهای پژوهشی سلامت در شرایط جنگ، گفت: پژوهش در بحران نباید صرفاً «واکنشی» باشد، بلکه باید از «پژوهش واکنشی» به «پژوهش مسئلهمحور، هماهنگ و آیندهنگر» حرکت کنیم.

به گزارش خبرنگار آگاه، جنگ نه‌تنها پیامد‌های جسمی و روانی گسترده‌ای برای جامعه به‌جا می‌گذارد، بلکه نظام پژوهش سلامت کشور را نیز با چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی روبه‌رو می‌سازد. در چنین شرایطی، فاصله میان «تولید شواهد علمی» و «استفاده از آن در تصمیم‌گیری و عمل» باید تا حد امکان کوتاه شود؛ همان‌جا که تفاوت میان پژوهش واکنشی و پژوهش مسئله‌محور آینده‌نگر خود را نشان می‌دهد. از همین‌رو، خبرگزاری آگاه در گفت‌وگویی با بیتا مسگرپور، سرپرست معاونت پژوهش و فناوری مؤسسه ملی توسعه تحقیقات علوم پزشکی ایران (نیماد)، به تشریح جزئیات بیشتر این شرایط پرداخته که مشروح آن را در ادامه خواهید خواند.

در شرایط جنگ، مهم‌ترین اولویت‌های پژوهشی کشور در حوزه سلامت چه تغییراتی می‌کند و مؤسسه چگونه این اولویت‌ها را تعیین می‌کند؟

در شرایط جنگ، اولویت‌های پژوهشی سلامت تا حدی از مسائل بلندمدت به سمت نیاز‌های فوری، حفظ تاب‌آوری نظام سلامت و پاسخ به پیامد‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ تغییر می‌کند. موضوعاتی مانند تأمین دارو و تجهیزات، تاب‌آوری بیمارستان‌ها و زنجیره تأمین، سلامت روان، سلامت کودکان و گروه‌های آسیب‌پذیر و همچنین پیامد‌های بلندمدت جنگ مثل مخاطرات محیطی ناشی از آلودگی‌های شیمیایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

البته این به معنای کنار گذاشتن سایر اولویت‌های پژوهشی کشور نیست؛ بلکه در شرایط بحران، لازم است بخشی از ظرفیت پژوهشی کشور به‌صورت هدفمند به مسائل فوری و نوظهور اختصاص پیدا کند.

در مؤسسه نیماد، تعیین اولویت‌ها باید مبتنی بر نیاز واقعی نظام سلامت، شواهد موجود، نظر خبرگان و ذی‌نفعان و قابلیت استفاده از نتایج پژوهش در تصمیم‌گیری و عمل باشد. در شرایط جنگ، سرعت این فرایند نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و باید بتوانیم نیاز‌های پژوهشی جدید را سریع‌تر شناسایی و برای آنها فراخوان یا سازوکار حمایتی طراحی کنیم.

آیا در شرایط جنگ، پژوهش‌هایی درباره آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از جنگ در اولویت قرار می‌گیرند؟

بله، قطعاً. آسیب‌های جنگ فقط به مصدومان مستقیم محدود نمی‌شود. پیامد‌های جسمی، روانی و اجتماعی جنگ ممکن است ماه‌ها و حتی سال‌ها پس از پایان درگیری ادامه داشته باشد؛ بنابراین پژوهش درباره الگو و بار آسیب‌ها، پیامد‌های روان‌شناختی، دسترسی به خدمات، اثربخشی مداخلات و نحوه سازمان‌دهی خدمات سلامت برای گروه‌های آسیب‌پذیر می‌تواند از اولویت‌های مهم باشد. در این میان، کودکان، نوجوانان، افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای، سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانواده‌های آسیب‌دیده نیازمند توجه ویژه هستند.

نکته مهم این است که پژوهش در شرایط جنگ نباید صرفاً به «توصیف آسیب» محدود شود؛ بلکه باید تا حد امکان به سؤال‌هایی پاسخ دهد که برای کاهش آسیب و بهبود نحوه ارائه خدمات در همین شرایط قابل استفاده باشند.

در جریان جنگ، چگونه می‌توان از ظرفیت دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی برای پاسخ سریع به نیاز‌های درمانی استفاده کرد؟

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کشور، همین شبکه گسترده دانشگاه‌های علوم پزشکی و مراکز تحقیقاتی است. اما، برای استفاده مؤثر از این ظرفیت، باید از پژوهش‌های پراکنده و منفصل فاصله بگیریم و یک شبکه پژوهشی پاسخ‌گو به بحران ایجاد کنیم. هرچه تعامل بین پژوهشگران دانشگاه‌ها بیشتر باشد شبکه در زمانه بحران بهتر می‌تواند از ظرفیت خود استفاده کند.

در این مدل، نیاز‌های فوری توسط نظام سلامت و دانشگاه‌ها شناسایی و به‌سرعت به سؤال‌های پژوهشی مشخص تبدیل می‌شوند و تیم‌هایی که تخصص و سابقه مرتبط دارند، برای پاسخ به آنها وارد عمل می‌شوند. استفاده از داده‌های موجود بیمارستانی، رجیستری‌ها و سایر منابع داده، انجام مطالعات سریع و استفاده از ظرفیت پژوهشگران چندمرکزی می‌تواند زمان تولید شواهد را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.

نیماد می‌تواند در این میان نقش تسهیل‌گر و هماهنگ‌کننده داشته باشد؛ یعنی منابع را به سمت مسائل اولویت‌دار هدایت کند، از مطالعات چندمرکزی حمایت کند و مسیر بررسی و حمایت مالی از طرح‌های ضروری را کوتاه‌تر کند. 

 یکی از نگرانی‌ها در جنگ، افزایش آسیب‌های روانی در میان مردم و به‌ویژه کودکان است؛ چه خلأ‌های پژوهشی در این زمینه وجود دارد؟

در حوزه سلامت روان، یکی از مهم‌ترین خلأ‌ها این است که هنوز به اندازه کافی نمی‌دانیم در جمعیت‌های مختلف کشور، بار و الگوی پیامد‌های روانی جنگ چگونه است و کدام مداخلات در شرایط واقعی و با منابع محدود اثربخش‌تر هستند.

در مورد کودکان و نوجوانان، نیاز به مطالعاتی داریم که علاوه بر شناسایی پیامد‌های روانی، به موضوعاتی مانند عوامل محافظت‌کننده، نقش خانواده و مدرسه، روش‌های غربالگری، مداخلات کم‌هزینه و قابل اجرا در مقیاس وسیع و نحوه دسترسی به خدمات سلامت روان بپردازند.

همچنین لازم است از مطالعات صرفاً مقطعی عبور کنیم و پیامد‌های روانی جنگ را در طول زمان دنبال کنیم. این موضوع به ما کمک می‌کند بدانیم کدام مشکلات گذرا هستند و کدام پیامد‌ها نیازمند مداخلات طولانی‌مدت خواهند بود.

در زمینه جنگ چه طرح‌های پژوهشی در حوزه سلامت به مؤسسه اعلام شده است؟ در کدام زمینه‌ها بوده و چه خلأ‌هایی وجود دارد؟

نیماد به طور فعال برخی موضوعات اختصاصی مثل بحران‌ها و حوادث شیمیایی یا پیمایش ملی سلامت روان، رشد و عملکرد کودکان و نوجوانان و نیز موضوعات کلی‌تر مثل تاب آوری در سطوح مختلف از جامعه دانشگاهی تا کادر درمان را به صورت تقاضانامه منتشر کرده و طرح‌های متعددی را دریافت کرده است؛ برخی را مورد حمایت قرار داده و برخی دیگر در مرحله ارزیابی هستند. این طرح‌ها در حوزه‌های مختلف بوده‌اند و هنوز نمی‌توان گفت که یک جریان منسجم پژوهشی درباره پیامد‌های جنگ در کشور شکل گرفته است.

تبدیل نیازهای فوری جنگ به سؤال پژوهشی

این موضوع از یک طرف نشان‌دهنده آن است که جامعه علمی نسبت به شرایط موجود حساس بوده و موضوعات مرتبط را پیگیری کرده است، اما از طرف دیگر یک پیام مهم برای سیاست‌گذار پژوهشی دارد؛ صرفاً منتظر ماندن برای دریافت طرح‌ها کافی نیست و در برخی حوزه‌های مهم باید فعالانه نیاز پژوهشی را شناسایی و از جامعه علمی درخواست طرح کرد.

یکی از نگرانی‌های جدی در شرایط بحران، موازی‌کاری، پراکندگی منابع و فاصله گرفتن موضوعات پژوهشی از نیاز‌های واقعی سیاست‌گذار است. ممکن است یک پژوهشگر، بدون مراجعه و گفت‌و‌گو با سیاست‌گذار یا اطلاع از مطالعاتی که پیش از این انجام شده، پروپوزالی را ارائه کند که از نظر علمی قابل قبول باشد، اما برای سیاست‌گذار تکراری، کم‌اولویت یا اساساً غیرقابل استفاده در تصمیم‌گیری باشد.

از سوی دیگر، اگر هر دانشگاه یا مرکز تحقیقاتی به صورت مستقل به سراغ مسائل مشابه برود، منابع محدود پژوهشی کشور ممکن است صرف تعداد زیادی طرح کوچک و موازی شود، بدون اینکه در نهایت پاسخ جامعی برای یک مسئله ملی به دست آید.

بنابراین، در شرایط بحران، صرفاً افزایش تعداد طرح‌های پژوهشی هدف نیست. لازم است ارتباط میان پژوهشگر و سیاست‌گذار پیش از طراحی پژوهش تقویت شود تا سؤال پژوهشی از یک نیاز واقعی و مشخص شکل بگیرد. همچنین در موضوعات ملی، به جای اجرای مطالعات کوچک و مشابه در مراکز متعدد، باید ظرفیت‌ها به سمت مطالعات چندمرکزی، استفاده از داده‌های مشترک و پروژه‌های بزرگ‌تر و مسئله‌محور هدایت شوند.

این دقیقاً یکی از دلایلی است که نیماد در کنار دریافت طرح‌های پژوهشی، به سمت تقاضامحور کردن پژوهش و انتشار موضوعات مشخص در قالب تقاضانامه حرکت کرده است. هدف این است که پژوهشگر بداند نظام سلامت دقیقاً با چه سؤالی مواجه است و پژوهش او قرار است به کدام تصمیم یا مسئله کمک کند.

در واقع، یکی از درس‌های مهم این دوره برای نظام پژوهشی کشور این است که باید از «پژوهش واکنشی» به «پژوهش مسئله‌محور، هماهنگ و آینده‌نگر» حرکت کنیم؛ یعنی پیش از آنکه پژوهش آغاز شود، مسئله با سیاست‌گذار گفت‌و‌گو و اولویت آن مشخص شود، ظرفیت‌های موجود بررسی شود و سپس مناسب‌ترین تیم پژوهشی برای پاسخ به آن بسیج شود.

انتهای خبر/269960/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر