جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
الجمعة ١٤ ذی‌القعده ١٤٤٧
Friday 01 May 2026
متن خبر

عبدالله موحد؛ رکورددار باکیفیت‌ترین طلا‌های تاریخ و قهرمانی تکرار ناپذیر؛ بدرود آخرین ستاره‌ی مثلث طلایی

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
عبدالله موحد؛ رکورددار باکیفیت‌ترین طلا‌های تاریخ و قهرمانی تکرار ناپذیر؛ بدرود آخرین ستاره‌ی مثلث طلایی
ممارست و پشتکارش از او قهرمانی ساخت که رکورددار باکیفیت‌ترین طلا‌های تاریخ باشد و عزت نفسش، او را بدل به انسانی کرد که مقابل هیچ قدرتی و برای هیچ منصب و مقامی، سر خم نکند.

به گزارش خبرگزاری آگاه، در بهار ۱۴۰۵، خبر آمد که عبدالله موحد درگذشته، درحالیکه همراه با همسرش در خودرو حضور داشته دچار سکته قلبی شده و همسرش که در حین رانندگی بوده نیز از سانحه رانندگی آسیب دیده است.

سال گذشته هم کشتی جهان یک اسطوره بزرگش را از دست داد، بووایسا سایتی‌یف کبیر که مشخص هم نشد مرگش دقیقا به چه شکل و چرا اتفاق افتاده است. مرگ اسطوره‌ها و ستاره‌ها همیشه تلخ است. چه در ۳۶ سالگی باشد (غلامرضا تختی)، چه در ۴۹ سالگی (بووایسا سایتی‌یف) و چه در ۸۶ سالگی (عبدالله موحد).

اینها قهرمانانی بدون تکرارند، حتی اگر مدال‌های‌شان تکرار شود. چیزی در وجود آنهاست که تکرارناپذیرشان می‌کند.

**
روزی را به یاد می‌آورم که اصرارم برای مصاحبه را پذیرفت و در خانه‌ی قدیمی‌شان در خیابان مفتح، ساعت‌ها از گذشته و اتفاقاتی که بر او گذشت و منجر به حضور دائمی‌اش در آمریکا شده، گفت. من که هر بار به ایران می‌آمد اصرار به مصاحبه حضوری داشتم، باورم نبود که از آن مردِ سخت، مصاحبه‌ای ۱۰ صفحه‌ای برای آن مجله کشتی، دربیاید و لحظه به لحظه اتفاقاتی که آزارش داده بود را بگوید.

از زمانی که برای اولین بار این حرف‌ها را به آن «کارشناس فقید کشتی» گفته و این برای دومین بار است که مصاحبه می‌کند.
از سال‌های ابتدایی زندگی‎‌اش، از چیز‌هایی که از او «عبدالله موحد» را ساخته، از سختی‌ها و عجیب که، در همه آن سختی‌ها عزت‌نفسش بیش از کلماتی که استفاده می‌کرد، بر دل می‌نشست.

فکر می‌کردم مصاحبه کردن با او، سخت‌ترین کار دنیا باشد، این را از اولین تماسی که سال ۱۳۸۱ با او در آمریکا برقرار کرده بودم، متوجه شدم. می‌خواستم از او، در مورد تختی بپرسم، اما او تمایلی به حرف‌های تکراری نداشت. می‌گفت آدم خوبی بود.

او هم‌نسل غلامرضا تختی نبود، اما در آخرین مسابقه جهانی جهان‌پهلوان، اولین سال عضویت موحد در تیم ملی ایران اتفاق افتاده بود: تولیدو ۱۹۶۶.
استارت طلا‌های بدون وقفه و متوالی عبدالله موحد، از جهانی ۱۹۶۵ خورده بود، در منچستر؛ جایی که تختی در آن حضور نداشت. سال ۱۹۶۶ تختی دوباره به تیم ملی برگشت، از او خواسته شد که بیاید، تختی در تولیدو باخت، روی بازگشت به وطن را هم نداشت و برخی این را اشتباه بزرگ ورزشی او تلقی می‌کردند که نباید در آن سن و سال و با بدن ناآماده، به مسابقه می‌رفت، اما وطن با شکست هم پذیرای او شد و استقبالی بزرگ از قهرمانِ وطن صورت گرفت.

موحد، اما از دومین مسابقه جهانی هم دست پر برگشت. او که دیرهنگام و در ۲۵ سالگی برای اولین بار صاحب دوبنده تیم ملی ایران شده بود.
در آن سال‌ها شاید متوالی بودن طلاهایش، آنقدری باارزش تلقی نمی‌شد که امروز؛ وقتی هیچ قهرمان ایرانی نتوانست مثل او پشت سر هم طلا بگیرد و برای مدتی طولانی در اوج بماند، خصوصا آنکه در آن وقت، کشتی جهان ستاره‌های بسیاری داشت و رقابت بسیار سخت‌تر از امروز بود.

**
ستاره بی‌بدیل میان‌وزن ایران و جهان، با بدنی بسیار منعطف و ورزیده، با فنونی که خاص خودش بود؛ ۶ مسابقه جهانی و المپیک متوالی رفت و طلا گرفت. کاری که در ورزش ایران هیچ قهرمانی انجامش نداد: نه حمید سوریان که صاحب ۷ مدال جهانی و المپیک شد و نه حسن یزدانی که ۱۱ مدال گرفت و بعد از موحد رکورددار شدند.

عبدالله موحد از سال ۱۹۶۵ تولیدو تا ۱۹۷۰ ادمونتون، ۵ طلای جهانی و یک المپیک به دست آورد؛ جهانی ۱۹۷۱ را بدون مدال پشت سر گذاشت و المپیک ۱۹۷۲ هم با مصدومیت برایش تمام شد. زمانی که دیگر بدنش آمادگی لازم را نداشت، اصرار به بودن نکرد، به موقع کشتی را کنار گذاشت و پس از آن فصل جدیدی در زندگی‎اش آغاز شد: تحصیل.

او به آمریکا رفت. رفت که بازگردد، اما در آن مصاحبه پاییزی، لحظه به لحظه‌اش را شرح داد که آن مقام مسئول با او چه رفتاری کرده که برخلاف میل باطنی‌اش، پیش از انقلاب، ایران را برای همیشه ترک کرده، اما گفت که دلش نیامده کشتی را به آمریکایی‌ها یاد بدهد که با فنون ناب او، قهرمانان ما را ببرند. از سختی‌هایی که در آمریکا کشید تا بار دیگر یک زندگی را بسازد. از سال‌هایی که دور از خانه، دوباره در حال ساختن بود، اما هیچ‌گاه پیشنهاد همکاری با تیم ملی کشتی آمریکا را نپذیرفت، هرچند که عاشق کشتی بود و می‌توانست از راهی که در آن تخصص دارد و در آن هم بی‌نظیر است و عشق هم دارد، کسب درآمد کند.

سرسخت، مردی که سخت می‌شد به عمق احساساتش نفوذ کرد، اما عاشقانه کشتی را دوست می‌داشت. گفت چهار سال یک‌بار تولدش می‌شود، او در سال کبیسه به دنیا آمده بود و هر سال کبیسه‌ای، برای من، نماد عبدالله موحد بود. قهرمانی که مقابل هیچ قدرتی سر خم نکرد و بنای زندگی‌اش روی اراده و سخت‌کوشی‌اش بود؛ و او حالا رفته است، برای همیشه و چیزی که از او باقی ماند، نام نیکش بود، عشقی که کشتی داشت و روحی که به کشتی داد.

**

عبدالله موحد برای دو دهه، در کنار غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی، مثلث طلایی کشتی ایران در ادوار المپیک‌ را ساخته بود و این سه مرد، بزرگترین قهرمانان گوش شکسته تاریخ ایران بودند.

از المپیک 1956 ملبورن که غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی کشتی ایران را صاحب نشان طلا کردند، 12 سال طول کشید تا کشتی ایران دوباره رنگ طلای المپیک را ببیند و این بار این عبدالله موحد بود که طلایی شد.

او در کنار تختی و حبیبی، تاریخ‌ساز شده بود و حالا هر سه نفر، که مثلث طلایی کشتی ایران از المپیک 1948 لندن (اولین حضور کشتی در ادوار المپیک) تا المپیک 1996 آتلانتا (که رسول خادم دوباره کشتی را طلایی کرد) را تشکیل می‌دادند، درگذشته‌اند. موحد آخرین ضلع مثلث طلایی بود که بعد از او، کشتی ایران 28 سال انتظار کشید تا بار دیگر صاحب طلای المپیک شود.

یادش جاویدان.

انتهای خبر/244869/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر