یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
الأحد ١٦ ذی‌القعده ١٤٤٧
Sunday 03 May 2026
متن خبر

چرخش راهبردی ریاض پس از جنگ ایران؛ از وابستگی به هرمز تا رقابت در دریای سرخ

یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
چرخش راهبردی ریاض پس از جنگ ایران؛ از وابستگی به هرمز تا رقابت در دریای سرخ
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، معادلات استراتژیک عربستان سعودی را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده و ریاض را به بازنگری در سیاست‌های منطقه‌ای و اقتصادی خود واداشته است؛ بازنگری‌ای که از کاهش وابستگی به تنگه هرمز تا تشدید رقابت با امارات در دریای سرخ را در بر می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری آگاه به نقل از چتم هاوس، در ادامه این گزارش آمده است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چالش‌های مهمی برای عربستان سعودی ایجاد کرده است؛ از بسته شدن تنگه هرمز گرفته تا عمیق‌تر شدن شکاف با امارات و خروج ابوظبی از اوپک. مجموعه این تحولات، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان را وادار کرده است در برخی از سیاست‌های داخلی و خارجی خود بازنگری کند.

پیش از ظهور محمد بن سلمان، سیاست خارجی عربستان به طور سنتی آهسته، مبتنی بر اجماع و تا حد زیادی قابل پیش‌بینی بود. با این حال، ولیعهد عربستان با رویکردی تهاجمی‌تر و گاه غیرقابل پیش‌بینی، تلاش کرد معادلات داخلی و منطقه‌ای را تغییر دهد؛ رویکردی که در برخی موارد ریاض را در موقعیت‌های دشواری قرار داد.

با این حال، جنگ ایران بار دیگر احتیاط را به تصمیم‌گیری‌های عربستان بازگردانده است. به گفته تحلیلگران، رهبران ریاض اکنون در حال بازتعریف استراتژی بلندمدت خود هستند، زیرا می‌دانند که پیامد‌های این جنگ، صرف‌نظر از نتیجه آن، می‌تواند تا دهه‌ها بر معادلات منطقه اثر بگذارد.

از هرمز تا دریای سرخ

یکی از مهم‌ترین محور‌های این بازنگری، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی که بخش بزرگی از صادرات نفت و کالا‌های عربستان از آن عبور می‌کند. ریاض همواره از آسیب‌پذیری خود در این آبراه آگاه بود، اما بسته شدن کامل آن نشان داد که این وابستگی می‌تواند به یک نقطه ضعف راهبردی تبدیل شود؛ مسئله‌ای که حتی موفقیت برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» را نیز تهدید می‌کند.

از نگاه مقام‌های سعودی، اگر هرمز یک بار بسته شده باشد، احتمال تکرار آن نیز وجود دارد. چنین وضعیتی می‌تواند جریان تجارت و برنامه‌های اقتصادی عربستان را در بلندمدت مختل کند و بر اعتماد سرمایه‌گذاران تأثیر بگذارد. از همین رو، ریاض در حال تلاش برای کاهش وابستگی خود به این تنگه و تقویت نقش دریای سرخ در اقتصاد کشور است.

در این چارچوب، توسعه زیرساخت‌ها در سواحل غربی عربستان از جمله بندرها، مناطق صنعتی و پروژه‌های گردشگری در اولویت قرار گرفته است. برخورداری عربستان از دو ساحل در خلیج فارس و دریای سرخ، یک مزیت ژئوپلیتیکی مهم به شمار می‌رود که ریاض امیدوار است با تکیه بر آن، جایگاه خود را در رقابت منطقه‌ای به‌ویژه در برابر امارات تقویت کند.

این تغییر جهت همچنین به معنای افزایش ظرفیت انتقال نفت از شرق به غرب عربستان است. شرکت آرامکو اکنون روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند، اما در صورت نیاز باید این ظرفیت را تا حدود هفت میلیون بشکه در روز افزایش دهد تا بتواند سطح صادرات پیش از جنگ را بازیابی کند.

افزایش قیمت نفت به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه نیز به عربستان کمک کرده است تا در کوتاه‌مدت از نظر مالی تاب‌آوری بیشتری داشته باشد. با این حال، کارشناسان معتقدند که برای تبدیل شدن به یک مرکز تجاری و لجستیکی بزرگ، عربستان باید سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی انجام دهد.

با وجود این، انتقال مسیر‌های صادراتی از خلیج فارس به دریای سرخ به معنای پایان خطرات نیست. حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در این منطقه نشان می‌دهد که ناامنی دریایی همچنان یک تهدید جدی برای برنامه‌های اقتصادی عربستان محسوب می‌شود.

تشدید اختلاف با امارات

ناامنی در دریای سرخ همچنین یکی از دلایل اصلی احتیاط عربستان در قبال ورود مستقیم به جنگ علیه ایران به شمار می‌رود. رهبران ریاض نگران هستند که هرگونه تشدید درگیری، نه تنها زیرساخت‌های حیاتی انرژی را در معرض خطر قرار دهد، بلکه حوثی‌ها را نیز به طور مستقیم وارد میدان کند و مسیر‌های جایگزین صادرات نفت را هدف قرار دهد.

به گفته ناظران، تجربه جنگ یمن درس‌های مهمی برای محمد بن سلمان داشته است: تصمیم‌های شتاب‌زده می‌تواند هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد و جنگ‌ها معمولاً بسیار طولانی‌تر از آن چیزی هستند که در ابتدا تصور می‌شود.

همین واقعیت‌ها بخشی از اختلاف دیدگاه میان عربستان و امارات در قبال جنگ ایران را توضیح می‌دهد. در حالی که ابوظبی موضعی تندتر علیه تهران اتخاذ کرده و به آمریکا و اسرائیل نزدیک‌تر شده است، ریاض تلاش کرده از تشدید تنش‌ها فاصله بگیرد.

در همین حال، خروج امارات از اوپک نیز به عنوان ضربه‌ای دیگر به عربستان تلقی شده است. با این اقدام، عربستان ممکن است به تنها تولیدکننده بزرگ دارای ظرفیت مازاد در اوپک تبدیل شود؛ وضعیتی که می‌تواند در آینده ریاض را مجبور کند برای حفظ تعادل بازار، تولید خود را کاهش دهد.

علاوه بر این، رقابت دو کشور بر سر نفوذ در دریای سرخ نیز در حال افزایش است. امارات طی سال‌های گذشته شبکه‌ای از بنادر و پایگاه‌های راهبردی در شاخ آفریقا و اطراف دریای سرخ ایجاد کرده تا مسیر‌های تجاری خود را تقویت کند؛ اقدامی که اکنون بیش از گذشته در محاسبات راهبردی عربستان اهمیت یافته است.

بازتعریف استراتژی اقتصادی

در کنار این تحولات ژئوپلیتیکی، عربستان در حال بازنگری در سیاست‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری خود نیز هست. به گفته تحلیلگران، بحران ناشی از جنگ ایران فرصتی برای دولت عربستان فراهم کرده تا اولویت‌های بودجه‌ای خود را تغییر دهد.

بازنگری در پروژه‌های بزرگ و پرهزینه از پیش از جنگ آغاز شده بود، اما اکنون با توجیهی قوی‌تر ادامه پیدا کرده است. این روند نشان‌دهنده حرکت به سمت مدیریت محتاطانه‌تر منابع مالی و فاصله گرفتن از پروژه‌های نمایشی و پرهزینه است.

در همین چارچوب، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF) برخی از سرمایه‌گذاری‌های خارجی پر سر و صدا را کاهش داده و تمرکز بیشتری بر توسعه صنایع داخلی و تقویت پایه‌های اقتصاد ملی گذاشته است.

در نهایت، به نظر می‌رسد عربستان سعودی در حال بازگشت به الگوی سنتی‌تر سیاست‌گذاری خود است؛ الگویی که بر احتیاط، صبر و برنامه‌ریزی بلندمدت تکیه دارد و به جای سود‌های کوتاه‌مدت، بر تثبیت موقعیت راهبردی کشور در بلندمدت تمرکز می‌کند.

انتهای خبر/245249/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر