سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
الثلاثاء ١٨ ذی‌القعده ١٤٤٧
Tuesday 05 May 2026
متن خبر

وقتی همراهان «بدنام» مهمان کنسرت علیرضا قربانی شدند

سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
وقتی همراهان «بدنام» مهمان کنسرت علیرضا قربانی شدند
شخصیت علیرضا قربانی و تجربه حضور در کنسرتش یکی از مختصات فرهنگی زمانه ماست و سریال «بدنام» یک مشخصه از روزگار فعلی را به یک سند تاریخی تبدیل کرده است.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا- مهدی خوش‌نیت، روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ- این که عشق، موسیقی، ادبیات و سند تاریخی را در بستر بخشی از داستان یک سریال عرضه کنید و سرگرم شدن مخاطب هم رعایت شود، کاری است که در قسمت چهارم «بدنام» رقم خورد.

«یلدا» و «اسماعیل» در آغاز یک عاشقانه هستند. بساط اولین قرار مهیا می‌شود. پیش از این هیچکدام فرصت نکرده‌اند نام هم را بدانند، حالا اسم هم را می‌پرسند. نگاه‌ها عمیق‌تر می‌شود، در سکوت هم صدا به گوش می‌رسد. چند سکانس قبل‌تر یلدا را در حال تماشای تک‌نوازی کنسرت محمدرضا لطفی دیده‌ایم، هدیه با مشاهده بلیت‌های کنسرت علیرضا قربانی چیز‌هایی دستگیرش می‌شود. خیلی قبل‌تر و اصلا در شروع این اپیزود سریال به علیرضا قربانی تقدیم می‌شود. آیا قرار است موسیقی نجات‌دهنده باشد؟

بعدتر «یلدا» و «اسماعیل» را در یک کتاب‌فروشی معروفِ زیر پل کریمخان می‌بینیم. اسماعیل با شوق بی‌حد دانه به دانه کتاب‌ها را سمت یلدا می‌گیرد. از «ناتوردشت» می‌گوید که شمار دفعات خواندنش از دستش در رفته است. از باب دیلن می‌گوید؛ شعرهاش رو خوندی؟ یلدا متوجه اشتیاق اسماعیل شده، ناگهان صدای علیرضا قربانی روی تصاویرضمیمه می‌شود. دخترک گل‌فروش به اسماعیل می‌گوید برای خنده‌های یلدا گل تقدیمش کند. قربانی می‌خواند: «بیم است که سودایت دیوانه کُنَد ما را/ در شهر به بدنامی افسانه کُنَد ما را...»

در خلال دیدار یلدا و اسماعیل، در زمینه تصویر حداقل دو بار تصویر اعلان کنسرت علیرضا قربانی را می‌بینیم. همچنان حدس این که قرار است به تماشای یک کنسرت جمعی در یک قسمت از سریال برویم درو از ذهن است، اما «نمانده در دلم توان دوری» ما را به فضای دیگری می‌برد. محدودیت‌ مانع از روایت خلاقانه نمی‌شود و موسیقی و همخوانی با «با من بمان» علیرضا قربانی خو روایتگر می‌شود.به عبارت دیگر موسیقی به کمک داستان می‌آید. اما تمام اینها لایه رویی ماجرا است، در زیرِ متن این قسمت «بدنام» دو مساله مهم مطرح می‌شود.

ترکیب عشق، موسیقی و ادبیات در یک سریال/ وقتی همراهان «بدنام» مهمان کنسرت علیرضا قربانی شدند

یلدا گوشی گران‌قیمتی که عماد برایش خریده را پس می‌زند، از این که سیگاری روی لب دیگران باشد متنفر است. به سمت هنر پناه می‌برد؛ سه‌تار دستش می‌گیرد، کنسرت قربانی را فریاد می‌شود. از آن طرف اسماعیل که ده سال هم کوچک‌تر است و به زعم تمام اطرافیانش «پسر حاجی» است، در وصف دفتر محل کار پدرش می‌گوید که فقط به پشت بامش می‌رود آن هم برای خلوت کردن با خودش. حتی رستورانی که برای قرار انتخاب می‌کند صرفا بر اساس احیای خاطراتش با مادری است که سال‌هاست نیست. با کلمه، خاطره و نُت عشق می‌کند و پالت ذهنش جایی برای شمردن اسکانس‌های حاجی ندارد. او نقطه مقابل پدرش است. یلدا هم نقطه مقابل عماد و هدیه است. هم یلدا و هم اسماعیل (و حتی بیتا) به عنوان نمایندگانی از نسل جدید، سرشان گرم ظرافت و لطافت است.

بار‌ها و بار‌ها در قضاوت‌هایی خامدستانه و شتاب‌زده نسل‌های جدیدتر را باری به هر جهت و لذت‌طلب خوانده‌اند. غافل از این که با صریح‌ترین و عاشق‌ترین نسل ادوار طرف هستیم. مساله شاید آن‌جاست که آنها اتفاقا دورترین فاصله را از شعار دارند و تلاش می‌کنند که زندگی را دریابند. همین شور زندگی اصلا مسبب بسیاری از تحولات سال‌های اخیر شده، آدم‌های «بدنام» هم برآمده از همین جامعه هستند. جوان‌های داستان قرار نیست تکرار رخوت و کسالت نسل‌های پیشین باشند. یلدا نمی‌خواهد هدیه باشد، اسماعیل نمی‌خواهد ابراهیم باشد.

یا چگونه اتفاقات زمانه را تبدیل به سند تاریخی کنیم؟

طی تمام سال‌های اخیر میل به کنسرت‌های علیرضا قربانی، میل فراگیر است. حداقل در پایتخت، افراد زیادی هستند که کنسرت قربانی را تجربه کرده‌اند (یا به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به نقل از اطرافیان). با گسترش شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر با شیوع پدیده‌هایی مثل «کنسل کالچر» مواجه شده‌ایم. این اصطلاح، برای توصیف پدیده تحریم یا طرد افراد یا گروه‌هایی که نظرات خود را ابراز کرده‌اند یا درگیر اقداماتی هستند که توسط یک جامعه خاص غیرقابل قبول تلقی می‌شود، استفاده می‌شود.

ترکیب عشق، موسیقی و ادبیات در یک سریال/ وقتی همراهان «بدنام» مهمان کنسرت علیرضا قربانی شدند

تعداد سلبریتی‌هایی که همچنان محبوب مانده‌اند از انگشتان یک دست هم کمتر است. در این گذار تاریخی پرنوسان، علیرضا قربانی موفق شده محبوبیت خودش را حفظ کند و این از خلال کارنامه کاری موفق و مواضع اجتماعی بهینه به دست آمده است. نکته اینجاست که سندیت بخشیدن به پدیده علیرضا قربانی در متن داستان جا افتاده و اصطلاحا توی ذوق نمی‌زند.

انتهای خبر/245903/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر