شنبه ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
السبت ١٣ ذی‌الحجه ١٤٤٧
Saturday 30 May 2026
متن خبر

یادبودی برای دو بازیگر تئاتر در قرار هفتگی جمعه های تئاتر شهر

شنبه ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
یادبودی برای دو بازیگر تئاتر در قرار هفتگی جمعه های تئاتر شهر
پخش فیلم تئاتر «درخشش در ساعت مقرر» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی با پاسداشت دو هنرمند فقید عرصه تئاتر از جمله بخش‌های برگزار شده در سومین برنامه رویداد «جمعه‌های تئاترشهر» بود.

به گزارش خبرگزاری آگاه، سومین ویژه برنامه «جمعه‌های تئاترشهر» با پخش فیلم تئاتر «درخشش درساعت مقرر» به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی با یادی از بهناز نازی و یعقوب صباحی دو هنرمند فقید تئاتر، سخنرانی حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان تئاتر، بهرام بدخشانی فیلبمردار پیشکسوت سینمای ایران و سخنرانی کورش سلیمانی رئیس مجموعه تئاتر شهر عصر روز جمعه هشتم خردادماه با حضور تعدادی از مخاطبان، هنرمندان و خانواده این دو هنرمند درگذشته در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

دراین ویژه برنامه که با یادی از بهناز نازی و یعقوب صباحی دو هنرمند فقید تئاتر برگزار شد، نمایش موفق «درخشش در ساعت مقرر» به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی که آذر و دی ماه سال ۱۳۹۱ در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفت، با حضور تعدادی از عوامل اجرایی این اثر نمایشی، اعضای گروه تئاتر «شایا» و تعدادی از هنرمندان از جمله بهرام بدخشانی، حمیدرضا نعیمی، شهرام کرامی، پریدخت عابدین نژاد، سیاوش چراغی پور، رضا مهدی زاده، کرامت رودساز، رضا حیدری، سیاوش لطفی، محمد فرشته نژاد، علی زارعی، محمد هادی عطایی، سید علی تدین صدوقی، محمدرضا عطایی فر، شهرام ابوالقاسمی و ... برای مخاطبان به نمایش درآمد.

رویا افشار در نقش ماریا، سیاوش چراغی پور در نقش دارکو، بهنازنازی درنقش اِما، یعقوب صباحی درنقش نیکلای، راموناشاه در نقش سوزان سانتاگه، کتانه افشاری نژاد در نقش زانا، بهار نوحیان در نقش لیلا از جمله هنرمندانی بودند که به عنوان بازیگر دراین پروژه نمایشی حضور داشتند.

«جمعه‌های تئاترشهر» یک قرار هفتگی برای باهم بودن است

کورش سلیمانی بازیگر، کارگردان و رئیس مجموعه تئاترشهر در ابتدای این نشست ضمن قدردانی از حضور خانواده زنده یاد بهناز نازی و خانواده زنده یاد یعقوب صباحی در سومین ویژه برنامه «جمعه‌های تئاترشهر» بیان کرد: این دو هنرمند عزیزی که امروز در کنارخانواده محترمشان، اعضای گروه تئاتر «شایا» و شما مخاطبان و هنرمندان عزیز بیننده هنرنمایی شان در نمایش «درخشش درساعت مقرر» هستیم در جمع خانواده تئاتر بدون شک از شریف‌ترین‌ها بودند که امیدوارم جای خالی و ارزشمند آنها به واسطه نسل درخشان تئاتر ایران پُرشود. چرا که این دو هنرمند بزرگوار بخشی از خاطرات زیبای «تئاتر» و «تئاترشهر» هستند که بنده و همه همکارانم به حضور و وجود چند ساله شان در این مجموعه با آثار درخشانی که روی صحنه اجرا کردند، افتخار می‌کنیم.

وی ضمن ارائه گزارشی از روند برگزاری ویژه برنامه «جمعه‌های تئاترشهر» گفت: به اعتقاد من «جمعه‌های تئاترشهر» یک قرار هفتگی به میزبانی مجموعه تئاتر شهر است که می‌خواهیم با برگزاری آن در قالب‌های مختلف دوباره «باهم بودن» را یادآوری کنیم. مسیری که طی دو برنامه گذشته به واسطه استقبال و همراهی بسیار ارزشمند و موثرشما مخاطبان و هنرمندان شریف عرصه تئاتر عزم و اراده ما را مصمم ترکرد تا بتوانیم برنامه‌های مستمری را برگزار کنیم و چه خوب که امروز برای اولین اکران فیلم تئاتر‌های این پروژه، پخش فیلم تئاتر «درخشش در ساعت مقرر» را به یاد بهناز نازی و یعقوب صباحی انتخاب کردیم که قطعا می‌تواند آغازگر خوبی برای دیگر برنامه هایمان در حوزه نمایش «فیلم تئاتر» باشد.‌

نمی‌دانم بدون «یعقوب» و «بهناز» چگونه به تئاتر بازگردم

حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان نمایش «درخشش در ساعت مقرر» هم در این برنامه با گرامیداشت یاد و خاطره زنده یاد یعقوب صباحی و زنده یاد بهنازنازی و قدردانی از حضور خانواده این دو هنرمند در سومین ویژه برنامه «جمعه‌های تئاترشهر» گفت: متأسفانه روز‌های سختی بر گروه تئاتر «شایا» می‌گذرد. اصلا نمی‌دانم می‌توانم سخن بگویم یا نه، اما در طول شش ماه اخیر سه اتفاق بزرگ برای من رخ داده است: یعقوب صباحی را از دست دادم، مادرم را از دست دادم، و بعد بهناز نازی؛ واقعا می‌گویم که با رفتن «یعقوب» و «بهناز» غم مادرم از یادم رفت. می‌توانم بگویم که پشتم خم شده است. اصلاً نمی‌دانم چگونه میتوانم دوباره به تئاتر بازگردم. البته که مرگ بسیار دیده‌ام، عزیزان زیادی را از دست داده‌ام؛ اصلاً من با مرگ زیسته‌ام. به همین دلیل است که نمایش هایم اینقدر از مرگ سخن می‌گویند، چون من با مرگ زندگی کرده‌ام، اما هرگز فکر نمی‌کردم که این دو عزیز، مرا تنها بگذارند. من که با بهناز و یعقوب سی و دو سال زیسته‌ام؛ چون ما با یک کار با هم دوست شدیم، رفیق شدیم، خانواده شدیم و امروز سی ودو سال از آن می‌گذرد.

وی افزود: اصلا نمی‌دانم الان خدا چه قدر به بهرام بدخشانی (همسر زنده یاد بهناز نازی) نیرو داده که ایستاده است. البته که باید بایستد، برای اینکه یادگاری از بهناز برای ما به جا گذاشته شده که باید مراقبش باشیم، همان گونه که باید مراقب هلن عزیز یادگاری یعقوب صباحی، باشم. البته که من هنوز مرگ یعقوب را باور نکرده‌ام. مگر می‌توانم حالا رفتن بهناز را باور کنم؟ هیچگاه به این راحتی فکر نمی‌کردم گروه من از پا درآید. واقعاً گروه تئاتر «شایا» از پا درآمده و من تمام این روز‌ها دارم به این فکر می‌کنم که آیا دیگر می‌توانم تئاتر کار کنم یا نه؟ اما امیدوارم به خاطر گرامیداشت یاد این دو عزیز که شده، من بتوانم دوباره تئاتر کار کنم.

این کارگردان تئاتر توضیح داد:اگرمنِ حمیدرضا نعیمی امروز به عنوان نویسنده و کارگردان شناخته می‌شوم، دلیلش همهٔ کسانی هستند که در کنار من بودند. اگر بهناز نازی نبود، اگر شهرام کرمی نبود، اگر یعقوب صباحی نبود، اگر بعد‌ها دیگر دوستان عزیزی که به گروه ما اضافه شدند نبودند، قطعاً من هیچ حرفی برای گفتن نداشتم. اگر الان اسم من نویسنده و کارگردان است، به این خاطر است که رضا مهدیزاده، سیاوش چراغی پور، رضا حیدری، سیاوش لطفی، سحر لطفی و دیگران را داشتم که سنگ تمام گذاشتند تا گروه تئاتر «شایا» حرفی برای گفتن داشته باشد.

وی، ضمن ارائهٔ خاطراتی از ایده تا اجرای نمایش «درخشش در ساعت مقرر»، گفت: عجیب است که من بعد از سیزده سال، برای اولین بار این فیلم را دیدم. از زمانی که فیلمبرداری و اجرا شده، من این فیلم را ندیده‌ام. اصلاً کلاً دیدن تئاتر‌هایی که کار کرده‌ام برای من بسیار سخت است. چون علاقهٔ زیادی به دیدن نمایش‌های خودم ندارم و خیلی بعداً دربارهٔ آنها فکر نمی‌کنم.   چون وقتی یک تئاتر را می‌نویسم و کارگردانی می‌کنم تمام شبانه روزم با آن اثر است، اما وقتی تمام شد، دیگر تمام شده است و کاری به کارش ندارم. اما با خودم می‌پرسم مگر الان دیگر می‌توانم به تئاترهایم کاری نداشته باشم؟ من تا امروز که یعقوب و بهناز را داشتم، اصلاً به تئاتر‌ها فکر نمی‌کردم، ولی الان دیگر نگاه می‌کنم و می‌بینم که نمی‌توانم به آنها فکر نکنم. اینها دیگر سند تاریخی و تاریخ تئاتر این مملکت هستند. برای همین الان دیگر نمی‌توانم بگویم که کاری به کارشان ندارم. نه، با آنها کار دارم برای اینکه بچه‌های جوان بعد از ما بدانند که ما در شرایطی که هیچ حمایتی از ما نشد با پشتوانهٔ هم، با یاری هم، با پولی که خودمان روی هم می‌گذاشتیم، یک تئاتر را روی صحنه، می‌بردیم وهیچ چشمداشتی هم نداشتیم. با درآمد این تئاتر‌ها زندگیمان تعمیر نشد، اما فکر می‌کنم تئاتر و دیالوگ را سعی کردیم در ایران زنده نگه داریم.

نعیمی ادامه داد: چه قدر الان زجر کشیدم وقتی نگاه کردم و دیدم که ما این نمایش را کار کردیم و هنوز هم می‌بینم این نمایش کارکرد خود را می‌تواند روی جامعه داشته باشد. اصلا به همین جهت دو سال پیش دقیقاً باز نشستم و بازنویسی این نمایشنامه را در شکلی دیگر شروع کردم. به بهناز و یکی دو تا از دیگر دوستان گفتم که می‌خواهم دوباره این نمایش را  با رویکردی دیگر، با طراحی دیگر و اجرایی دیگر کار کنم؛ ولی چه کنم، حسرت اجرای این اثر با بهناز، با یعقوب، برای من تا ابد به دلم نشست.

این کارگردان تئاتر در بخش دیگری از صحبت‌های خود، ضمن گرامیداشت یاد و خاطرهٔ یعقوب صباحی دیگر بازیگر فقید گروه تئاتر «شایا» و نمایش «درخشش در ساعت مقرر» گفت: وقتی امروز مو‌های سفید یعقوب را در تئاتر «درخشش در ساعت مقرر» دیدم یاد روزی افتادم که به او گفتم: «یعقوب، می‌خواهم موهایت را برای این نمایش سفید کنم» مو‌های یعقوب هم مشکی بود؛ رفتیم نشستیم، رنگ زدیم، دکلوره زدیم. موهایش می‌خواست برگردد. همینطوری این یعقوب این کار را می‌کرد، میزد روی پاهایش و میگفت: «حمید، باور کن اگر روزی من آلزایمر بگیرم و همه چیز را فراموش کنم، این روز و این زجر را فراموش نمیکنم.» و یعقوب موهایش سفید شد، اما خودش اصلاً یک لحظه از تیپ خودش خوشش آمد. همان موقع هلن (دخترمرحوم یعقوب صباحی) و مادرش رفته بودند زیارت مشهد؛ یعقوب صباحی می‌گفت: «وقتی هلن از سفر برگشت، یکدفعه گفت: چرا اینطور شد؟ گفت و فقط سکوت کرد و یکی دو روز همین طور فقط نگاه کرد» و قصه این سفیدی مو را برای من جالب و ماندنی کرد.

نعیمی بعد از قرائت متن دیگری در تجلیل از زنده یاد بهناز نازی و یعقوب صباحی تصریح کرد: من اهل سخنرانی نیستم و می‌دانم این کار معمولاً مرسوم نیست، اما این جلسه نیز جلسه‌ای معمولی نیست. چگونه ممکن است که ده روز پیش «بهناز» را از دست بدهیم و بعد بیاییم اینجا فیلم تئاتر او را ببینیم؟ خواهش می‌کنم، اگر ممکن است، از بهرام بدخشانی ـ استاد و مدیر فیلمبرداری بزرگ سینمای ایران، همسر بهنازِ نازیِ عزیز ـ بخواهید چند دقیقه‌ای هرچه دوست دارد با ما بگوید. می‌دانم او حرف‌های بسیار دارد از روز‌هایی که بهناز تحمل می‌کرد و سکوت می‌نمود و هیچ چیز بروز نمی‌داد. بسیاری از مردم تا لحظه‌ای که خبر درگذشت بهناز را شنیدند، اصلاً نمی‌دانستند او بیمار است. بهناز اهل گفت‌و‌گو و هیاهو نبود.

قدردانی از همسری که می‌خواست روی صحنه از دنیا خداحافظی کند

بهرام بدخشانی فیلمبردار پیشکسوت سینمای ایران و همسر زنده یاد بهناز نازی هم در این برنامه گفت: بهناز نازی بسیار تلاش کرد که جهان ما زیبا شود. تا روزی که بود، جهان برای من بسیار زیبا بود. البته که با وجود تک‌تک شما بزرگان و همه عزیزان دیگری که در هنر تئاتر تلاش می‌کنند، این جهان زیبا خواهد شد

این فیلمبردار پیشکسوت سینمای ایران با بیان خاطراتی از نحوه آشنایی و ازدواج با مرحوم بهنازی نازی افزود: زمانی که در خانه مشغول تمرین تئاتر بود چند چیز از او یاد گرفتم. او به شدت علاقه‌مند به تماشاگر بود. همه تماشاگران را دوست داشت. تمام دوستان تئاتر و همکاران را دوست می‌داشت. او مطلقا نسبت به فردی حس حسادت، تنفر و این صفت‌ها را نداشت.

وی افزود: ما در کنار هم چند سال کار کردیم. اما به یک باره سینما را گذاشت کنار و گفت نمی‌توانم سینما کار کنم. یادم می‌آید روزی به او گفتم: «نمی‌توانی بازی کنی.» گفت: «چرا؟» گفتم: «من دوربین دارم. تو عادت داری چشم تماشاگر را ببینی. دوربین یک حدِّ فاسدیه که نمی‌گذارد تمامِ تو بودن را نشان بدهی. مستقیم باید بروی بازی کنی.» بهناز مدتی فکر کرد و گفت: «درست می‌گویی.» و ناگهان سینما را کلاً گذاشت کنار و چسبید به تئاتر؛ تئاتری که از پیش هم سال‌ها بود با آن کار کرده بود.

بدخشانی ادامه داد:  بهناز نازی به شدت عاشق کارش بود. او عاشق تماشاگر بود، عاشق گروه بود. وجالب اینکه یکی از کسانی که در گروه «شایا» که بهناز در آن حضورداشت و به دلم نشست، یعقوب (صباحی) بود. یعقوب بسیار خالص بود. نمی‌دانم چطور بیان کنم. در لحظهٔ اول فکر می‌کردی ۲۰ سال است او را می‌شناسی، می‌توانی با او حرف بزنی و ارتباط برقرار کنی. برای من خیلی خاص بود.

همسر مرحوم بهناز نازی در بخش دیگری از صحبت هایش بود که درباره ایام بیماری این بازیگر فقید توضیح داد: بهناز زمانی که درگیر بیماری شد، گفت:  «می‌خواهم بمیرم روی صحنه.» او چهار سال مبارزه کردارادهٔ بسیار قوی داشت. دقیقاً نمایش «فردریک» بود که بعد از آن شرایط سخت، دوباره روی پا شد. یعنی دقیقاً در همان ایام، یکی از دشوارترین نقش‌ها و کامل‌ترین بازی‌ها را در سالن بزرگ و سختی مثل سالن اصلی، با موفقیت و با شکوه تمام اجرا کرد. ولی بعد از آن دیگر نتوانست. خودش هم خیلی متوجه شده بود. خیلی مبارزه می‌کرد، اما به هر حال نشد؛ و الان خوشحالم که بهناز نازی به آرامش رسیده، درد دیگر ندارد و در جایی است که خیلی خوب است. او همیشه پیش من است. الان در خانه با او حرف می‌زنم.

ویژه برنامه «جمعه‌های تئاترشهر» از جمله رویداد‌های جدید مجموعه تئاترشهر در این دوره است که طی آن برنامه هایی، چون «اکران فیلم تئاتر‌های موفق به صحنه رفته در تئاترشهر»، «رونمایی از کتاب‌های تخصصی حوزه تئاتر»، «نشست‌های پژوهشی و تخصصی حوزه هنر‌های نمایشی»، «مراسم نکوداشت چهره‌های شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف»، «کارگاه‌های آموزشی»، «جلسات نمایشنامه خوانی» و برنامه‌های متنوع دیگر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.

انتهای خبر/252014/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر