شهید سید یدالله مجتبایی از شهدای دانشگاه آزاد اسلامی و از دلیرمردان ارتش جمهوری اسلامی ایران که از اعضای تیم حفاظت سردار موسوی بود که در جریان جنگ رمضان همراه فرمانده خود به فیض عظیم شهادت نائل آمد. نام او امروز نه تنها در میان همرزمان و همکارانش، بلکه در میان مردم زادگاهش، روستای زرآب از توابع بخش زرینآباد، با احترام و محبت یاد میشود؛ مردی که هم سرباز وطن بود، هم خادم مسجد، هم دانشجو و هم پدری مهربان برای چهار فرزند خود.
سیده فاطمه آذرشب، همسر شهید سید یدالله مجتبایی، در گفتوگویی با خبرنگار آگاه، از سالهای زندگی مشترک، ویژگیهای شخصیتی، دغدغههای فرهنگی، روزهای آخر زندگی و آرزوی همیشگی همسرش سخن گفت؛ آرزویی که سرانجام به آن رسید.
از همان نخستین دیدار، نشانههای یک زندگی متفاوت دیده میشد
همسر شهید مجتبایی با اشاره به نخستین آشنایی خود با همسرش اظهار کرد: سالها قبل از ازدواج، در یکی از مراسمهای عزاداری محرم در اندیمشک برای نخستین بار ایشان را دیدم. آن زمان هیچ شناختی از ایشان نداشتم و فقط برای لحظهای کوتاه نگاهش به چشمم خورد؛ اما همان چهره آرام و متین در ذهنم ماندگار شد. سالها گذشت و آن خاطره تقریباً از ذهنم رفته بود تا اینکه خانوادهام خبر دادند خواستگاری برای من آمده است. وقتی مشخصات ایشان را گفتند، ناگهان همان تصویر قدیمی در ذهنم زنده شد.
آذرشب بیان کرد: زمانی که برای خواستگاری آمدند، بیش از هر چیز متانت، وقار، ادب و حجب و حیای ایشان توجهم را جلب کرد. آرام صحبت میکرد، شمرده حرف میزد و در رفتار و نگاهش احترام موج میزد. بعد از رفتن ایشان، همه اعضای خانواده از شخصیت و منش او تعریف میکردند و معتقد بودند این جوان از ایمان و معنویت ویژهای برخوردار است.
وی خاطرنشان کرد: چیزی که باعث شد با اطمینان پاسخ مثبت بدهم، نه مسائل مادی، بلکه ایمان، تقوا و نجابت ایشان بود. احساس میکردم خداوند انسانی را در مسیر زندگی من قرار داده که قرار است فقط همسر نباشد؛ همراهی باشد برای پیمودن مسیر زندگی و بندگی خدا.
مردی در لباس ارتش؛ سربازی که خدمت را عبادت میدانست
همسر شهید مجتبائی با اشاره به سابقه نظامی وی اظهار کرد: همسرم سال ۱۳۸۱ به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران درآمد و سالها در یگانهای مختلف خدمت کرد. زمانی که برای خواستگاری آمدند، حدود هشت سال از حضورشان در ارتش میگذشت و در این مدت دورههای مختلف تخصصی را با موفقیت پشت سر گذاشته بودند. دورههای تکاوری، چتربازی، بقا در شرایط سخت و آموزشهای ویژه نیروهای نوهد از جمله دورههایی بود که گذرانده بودند. ایشان از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد بودند و از آمادگی جسمانی و مهارتهای تخصصی بسیار بالایی برخوردار بودند.
آذرشب ادامه داد: من همیشه به شغل ایشان افتخار میکردم. برخلاف تصور بسیاری از افراد، هیچگاه از نظامی بودن همسرم احساس نگرانی نداشتم. لباس سبز ارتش برای من نماد شرف، غیرت، امنیت و خدمت به مردم بود.
دانشجویی که میان مأموریتها هم درس را رها نکرد
وی درباره فعالیتهای علمی شهید مجتبائی گفت: همسرم دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد مدیریت بحران در دانشگاه آزاد اسلامی بود و با وجود مأموریتهای فراوان، هیچگاه درس و دانشگاه را کنار نگذاشت. بخش عمده پایاننامه ایشان آماده شده بود و تنها دفاع از آن باقی مانده بود. حتی برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری نیز برنامه داشت و بارها درباره اهداف علمی آیندهاش صحبت کرده بود.
همسر شهید اظهار کرد: همیشه معتقد بود انسان باید تا آخرین روز عمر در حال یادگیری باشد و به همین دلیل با وجود تمام مسئولیتهای کاری، درس خواندن را رها نکرد.
لبخندی که در سختترین روزها هم از چهرهاش محو نمیشد
آذرشب با اشاره به ویژگیهای اخلاقی شهید مجتبایی اظهار کرد: اگر بخواهم مهمترین ویژگی همسرم را نام ببرم، باید از خوشاخلاقی و خوشرویی او بگویم. حتی در سختترین شرایط زندگی، زمانی که مشکلات کاری یا دغدغههای مختلف داشت، لبخند از صورتش محو نمیشد. او اجازه نمیداد خانواده متوجه فشارها و مشکلاتی شوند که خودش تحمل میکرد.
وی ادامه داد: هر کسی که با او معاشرت داشت، پیش از هر چیز اخلاق خوب و روحیه کمک به دیگران را در او میدید. تا جایی که میتوانست گره از کار مردم باز میکرد و هیچگاه کسی را ناامید نمیکرد.
حیا؛ ویژگی برجستهای که همه درباره آن صحبت میکردند
همسر شهید مجتبائی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگیهای بارز ایشان حجب و حیای مثالزدنی بود. حتی در محیط دانشگاه نیز این موضوع کاملاً مشهود بود. گاهی برای امور آموزشی لازم بود با اساتید یا مسئولان خانم صحبت کند؛ اما همواره نهایت احترام و رعایت حدود را داشت. این حیا بخشی از شخصیت و تربیت او بود و همه اطرافیان نیز آن را تأیید میکردند.
زیارت عاشورا و دعای عهد؛ قرارهای همیشگی شهید
آذرشب با اشاره به روحیات معنوی همسرش اظهار کرد: زیارت عاشورا و دعای عهد بخش جداییناپذیر زندگی روزانه او بود. کمتر روزی پیش میآمد که این برنامههای معنوی را ترک کند. ارتباط عمیقی با اهلبیت (ع) داشت و عشق به امام حسین (ع) در تمام زندگیاش جاری بود. همین ارتباط معنوی به او آرامش و استحکام خاصی بخشیده بود.
ارادت ویژه به شهید سید حسن نصرالله و رهبر انقلاب
همسر شهید مجتبائی بیان کرد: ایشان علاقه و ارادت ویژهای به شهید سید حسن نصرالله داشت و بارها از ایشان به عنوان الگویی در مقاومت و اخلاص یاد میکرد. همچنین نسبت به رهبر معظم انقلاب اسلامی ارادت قلبی عمیقی داشت و بارها میگفت حاضر است جان خود را در این مسیر فدا کند.
پدری که خستگی را پشت در خانه جا میگذاشت
آذرشب درباره نقش همسرش در خانواده گفت: ما چهار فرزند داریم و کوچکترین فرزندمان دو ساله است. با وجود مسئولیتهای سنگین و مأموریتهای متعدد، هر زمان که به خانه برمیگشت، تمام تلاش خود را برای خانواده به کار میگرفت. در کارهای منزل به من کمک میکرد. ظرف میشست، جارو میزد، به بچهها رسیدگی میکرد و هیچوقت کار خانه را فقط وظیفه من نمیدانست.
او ادامه داد: وقتی چند روز در خانه حضور داشت، آنقدر با محبت و مسئولیتپذیری رفتار میکرد که انگار میخواست تمام روزهای دوری را جبران کند. حضورش در خانه برای همه ما آرامشبخش بود.
خادم مسجدی که زادگاهش را فراموش نکرد
همسر شهید مجتبائی اظهار کرد: با وجود سالها حضور در مأموریتهای مختلف، هیچگاه ارتباطش را با زادگاه خود قطع نکرد. روستای زرآب برای ایشان اهمیت ویژهای داشت و همواره برای آبادانی آن تلاش میکرد.
به گفته وی، مسجد امام حسن مجتبی (ع) که از موقوفات و املاک خانوادگی شهید محسوب میشود، با تلاشها و پیگیریهای مستمر او بازسازی، تعمیر و تجهیز شد.
آذرشب خاطرنشان کرد: ایشان بارها با نهادها و دستگاههای مختلف مکاتبه کرده بود تا امکانات بیشتری برای مسجد فراهم شود. معتقد بود مسجد قلب تپنده هر روستا است و باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین کانون فرهنگی و هنری امام حسن مجتبی (ع) نیز با پیگیریهای ایشان فعالیت خود را آغاز کرد و زمینه اجرای برنامههای فرهنگی و مذهبی در منطقه فراهم شد.
هیچ آرزویی جز شهادت نداشت
همسر شهید مجتبایی با اشاره به آرزوی همیشگی همسرش اظهار کرد: شهادت بزرگترین آرزوی او بود. بارها درباره این موضوع صحبت میکرد و میگفت هیچ کمبودی در زندگی ندارد و تنها آرزویش شهادت در راه خدا است.
او ادامه داد: حتی گاهی درباره روزهای پس از شهادتش با من صحبت میکرد و به من میگفت باید در آن روزها صبور و محکم باشم.
روزی که همه چیز تغییر کرد
آذرشب درباره روز حادثه گفت: آن روز قرار بود چند کار خانوادگی انجام دهیم. یکی از مهمترین برنامههایمان بردن دخترمان به مراسم جشن تکلیف بود. همسرم طبق معمول برای انجام مأموریت از خانه خارج شد. معمولاً ساعت هشت و نیم صبح بازمیگشت؛ اما آن روز خبری از او نشد.
او ادامه داد: پس از رفتن بچهها به مدرسه برای لحظاتی استراحت کردم. ناگهان با صدای انفجار از خواب بیدار شدم و همان لحظه احساس عجیبی به من دست داد؛ احساسی که هنوز هم نمیتوانم آن را توصیف کنم.
وی خاطرنشان کرد: تا ساعتها و حتی تا صبح روز بعد هیچ خبر دقیقی از ایشان نداشتیم. به هر جا تماس میگرفتیم، پاسخ روشنی دریافت نمیکردیم.
میدانستم دوستانش را تنها نمیگذارد
همسر شهید اظهار کرد: وقتی خبر شهادت برخی از همراهان و همرزمان ایشان منتشر شد، نگرانی من بیشتر شد؛ زیرا میدانستم همسرم هرگز دوستان و همراهانش را تنها نمیگذارد. در نهایت خبر شهادت ایشان به ما اعلام شد و فهمیدیم که به آرزوی دیرینه خود رسیده است.
پسرم بعد از شنیدن خبر، نماز خواند
آذرشب بیان کرد: پسر بزرگم شانزده سال دارد. وقتی خبر شهادت پدرش را شنید، وضو گرفت و نماز خواند. او میگفت پدر به آرزویش رسیده است. ما سالها این آرزو را از زبانش شنیده بودیم و میدانستیم شهادت بزرگترین خواسته قلبی او بوده است.
باورهای خانواده پس از شهادت
همسر شهید مجتبائی در بخش دیگری از سخنان خود به برخی تجربهها و باورهای شخصی خانواده پس از شهادت اشاره کرد و گفت: من و فرزندانم بارها احساس کردهایم که یاد و حضور معنوی ایشان همچنان در زندگی ما جاری است. اتفاقات مختلفی پس از شهادت برای ما رخ داده که آنها را نشانه لطف خداوند و جایگاه معنوی شهید میدانیم. این مسائل باعث شده در روزهای سخت پس از فقدان ایشان، آرامش بیشتری داشته باشیم.
افتخاری به نام زندگی در کنار شهید
آذرشب در پایان گفت: برای من افتخار بزرگی بود که سالها در کنار چنین انسانی زندگی کردم.همسرم انسانی پاک، بااخلاص، مردمدار و خدمتگزار بود. او عمر خود را در مسیر بندگی خدا، خدمت به مردم، دفاع از کشور و تربیت خانواده سپری کرد.
همسر شهید سید یدالله مجتبایی خاطرنشان کرد: امروز اگرچه جای خالی او در خانه و زندگی ما احساس میشود، اما ایمان داریم راهی که انتخاب کرد ادامه خواهد داشت و فرزندانش نیز به داشتن چنین پدری افتخار خواهند کرد.
وی در پایان تأکید کرد: شهید مجتبائی تمام عمر خود را برای خدا زندگی کرد و خداوند نیز زیباترین سرنوشت را برای او رقم زد؛ سرنوشتی که سالها در انتظارش بود و سرانجام به آن رسید.
انتهای خبر/260981/
- تنگه هرمز همچنان اهرم راهبردی ایران است/ مدیریت هوشمند شرط تبدیل مزیت ژئوپلیتیکی به منفعت اقتصادی
- تثبیت مسیرهای جایگزین تجارت/ دغدغه اصلی فعالان اقتصادی همچنان کرایه بالای حملونقل
- مهمترین میراث رهبر شهید، تبدیل ظرفیتهای علمی کشور به قدرت اقتصادی است
- پرچمدار اقتصادی ویوو با تراشه اسنپدراگون و باتری ۷۱۰۰ میلیآمپرساعتی در راه است
- میراث مدیریتی رهبر شهید؛ مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی دو نوآوری راهبردی برای اداره کشور
- گذار از تصدیگری به حکمرانی تسهیلگر/ بازخوانی الگوی حکمرانی اقتصادی در اندیشه رهبر انقلاب
- رهبر شهید با ترسیم الگوی اقتصاد مقاومتی، نقشه راه استقلال اقتصادی کشور را طراحی کرد
- گذار داراییهای نامشهود از مزیت رقابتی به ضرورت اقتصادی
- تلفیق دانش روز و اقتصاد مقاومت؛ مسیری روشن برای ثبات بازار ارز و مهار تورم
- پیام قاطع سردار ابنالرضا به اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس | قدرت موشکی و پهپادی ایران قابل مذاکره نیست
- از میدان تا نظریه؛ تشییع بینظیر و ضرورت بازخوانی نظریههای علوم اجتماعی
- سازمان تأمین اجتماعی عذرخواهی کرد
- بسیج تمام ظرفیتهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای خدمترسانی به زائران مراسم تشییع قائد شهید
- آیا الگوریتم شبکههای اجتماعی در حال از بین بردن سلیقه شخصی است
- تشییع رهبر شهید؛ از سنت تاریخی وفاداری تا نمایش قدرت اجتماعی و تمدنی
- بنیاد آینده ایران و شرکت آیندهسازان رفاه ایرانیان آراتک برای توسعه «سکوی اعتبار اجتماعی ایرانیان» تفاهمنامه همکاری امضا کردند
- وام بازنشستگی تأمین اجتماعی را چطور ثبتنام کنیم؟
- صبر، راهی برای تابآوری و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است
- پیگیری جامع مطالبات خانواده شهدا در جلسه شورای مدیران معاونت تعاون و امور اجتماعی
- پزشکیان: جامعه ما نیازمند گسترش عدالت، تحکیم اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی است

