شنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
السبت ٠٨ ذی‌القعده ١٤٤٧
Saturday 25 April 2026
متن خبر

جنگ روایت‌ها در عصر شبکه‌های اجتماعی؛ چرا روایت ایران دست بالا را گرفت؟

شنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
جنگ روایت‌ها در عصر شبکه‌های اجتماعی؛ چرا روایت ایران دست بالا را گرفت؟
در جنگ‌های امروز، پیروزی فقط در میدان نظامی رقم نمی‌خورد، بلکه در عرصه افکار عمومی و گردش روایت‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز تعیین می‌شود. در جریان نبرد ۴۰ روزه اخیر، رقابت شدیدی میان روایت‌های رسانه‌ای شکل گرفت؛ رقابتی که در آن سرعت انتشار اطلاعات، تصاویر میدانی و واکنش کاربران، معادله روایت‌سازی را تغییر داد. پرسش اصلی این است که چگونه در چنین اکوسیستم پیچیده‌ای، روایت ایران توانست در مقاطعی دست بالا را در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی به دست آورد.

به گزارش خبرگزاری آگاه، در دوران تازه‌ای از منازعات که «جنگ روایت‌ها» بر میدان نبرد سایه انداخته، اهمیت بازخوانی سازوکارهای قدرت، رسانه و افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. نبرد ۴۰ روزه اخیر نشان داد که پرتاب موشک‌ها و جابه‌جایی یگان‌های نظامی تنها بخشی از واقعیت جنگ‌های مدرن است؛ آنچه سرنوشت افکار عمومی را تعیین می‌کند، نحوه شکل‌گیری و گردش روایت‌ها در اکوسیستم پیچیده اطلاعاتی امروز است. در چنین فضایی، شکست یا پیروزی نه صرفاً بر زمین، بلکه در ساحت معنا رقم می‌خورد؛ جایی که روایت‌ها برای کسب اعتبار، اصالت و اقناع با یکدیگر رقابت می‌کنند.  

در همین راستا، خبرگزاری آگاه با دکتر جواد بخشی، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر حوزه رسانه و جنگ‌های ترکیبی، گفت‌وگویی انجام داده است تا ابعاد مختلف این نبرد شناختی، چرخش‌های روایی، و تأثیر پلتفرم‌های اجتماعی را بر افکار عمومی تحلیل کند. آنچه می‌خوانید، واکاوی نظری و تحلیلی این تغییر پارادایم در جنگ‌های نوین است؛ پارادایمی که در آن تصاویر، نشانه‌ها و روایت‌ها نقش سلاح‌هایی تعیین‌کننده را ایفا می‌کنند.

از منظر مطالعات رسانه و ارتباطات، چگونه می‌توان شکست «جنگ شناختی» آمریکا را در چارچوب نظریه‌های جدید رسانه‌های اجتماعی و اکوسیستم اطلاعاتی تحلیل کرد؟

شکست جنگ شناختی آمریکا در این جنگ ۴۰ روزه را باید در ناکامی نظریه‌ی «دروازه‌بانی هوشمند» جست‌و‌جو کرد. بر اساس نظریه‌های جدید اکوسیستم اطلاعاتی، در یک محیط چندمرکزی و ابرپیچیده، دیگر هیچ بازیگری نمی‌تواند جریان اطلاعات را کاملاً مهار کند؛ و این تئوری را آمریکایی‌ها در دهه‌های گذشته با جدیت دنبال کرده‌اند و با دستکاری اطلاعات قبل از رسیدن به رسانه‌ها تلاش کرده‌اند افکار عمومی ملت‌ها را کنترل کنند. آمریکا تصور می‌کرد با طراحی روایت «فروپاشی قریب‌الوقوع ایران» و هدایت آن از طریق شبکه‌ای از رسانه‌های همسو، افکار عمومی جهانی را قانع کند، اما واقعیت میدانی از جمله مقاومت مردمی، واکنش سریع نظامی و جلوگیری از ترور‌های پیوسته- خیلی زود وارد چرخه اطلاعات شد و روایت رسمی را دچار «شوک اصالت‌زدایی» کرد. در این اکوسیستم، کاربران عادی با انتشار ویدیو‌های تأییدنشده از صحنه‌های نبرد، لایه‌ای از عدم قطعیت ایجاد کردند که روایت خطی و از پیش بسته‌شده آمریکا را عملاً بی‌اعتبار ساخت و نشان داد که هر تلاشی برای انحصار حقیقت در شبکه‌های باز، محکوم به شکست است.

با توجه به داده‌های کلان‌داده‌ای (Big Data)، چه الگو‌هایی در انتشار و پذیرش «روایت حقیقت» در مقابل «روایت دروغین» در پلتفرم‌های مختلف قابل شناسایی است؟

تحلیل کلان‌داده‌های این جنگ نشان می‌دهد که «روایت حقیقت» عمدتاً از الگوی «نفوذ از پیرامون به مرکز» تبعیت می‌کرد؛ یعنی ابتدا در پلتفرم‌های بومی و منطقه‌ای مانند سروش، ایتا و تلگرام‌های محلی ظهور یافت و سپس به تدریج به رسانه‌های جهانی راه یافت. در مقابل، «روایت دروغین» آمریکایی الگویی «آبشاری» از بالا به پایین داشت که از شبکه‌های غربی مانند ایکس و فیسبوک آغاز شد. جالب آنکه داده‌ها نشان می‌دهد نرخ پذیرش روایت حقیقت در ۷۲ ساعت اول بسیار پایین بود، اما پس از گذشت یک هفته و همزمان با پخش تصاویر مستند از میدان نبرد، یک «نقطه عطف ادراکی» شکل گرفت و روایت مقاومت با شیبی تند از روایت دروغین پیشی گرفت. همچنین، پلتفرم‌های تصویرمحور مانند اینستاگرام و تیک‌تاک، به دلیل ماهیت بصری خود، میزبان موفق‌تری برای روایت حقیقت بودند؛ چراکه تصاویر بی‌واسطه از تلفات واقعی دشمن، هرگونه دستکاری زبانی را خنثی می‌کرد. تصویر هواگرد‌های پیشرفته آمریکایی در طبس ۲ و افتضاح شکست و همچنین نابودی آواکس، سوخت رسان‌ها، تجهیزات حساس پایگاه‌های نظامی حساس و همچنین زیرساخت‌ها در منطقه و سرزمین‌های اشغالی بخشی از این تصویرسازی موفق بود.

از دیدگاه نشانه‌شناسی سیاسی، چه تمایز‌هایی در ساختار زبانی و تصویری روایت‌های ایرانی و آمریکایی باعث تفاوت در مقبولیت جهانی آنها شده است؟

تفاوت کلیدی در نشانه‌شناسی سیاسی این دو روایت، به «دلالت‌های ضمنی» بازمی‌گردد. روایت آمریکایی به شدت بر نشانه‌های «تهدید وجودی» و «تروریسم دولتی» تکیه داشت که از نظر تاریخی برای مخاطبان جنوب جهانی، بار معنایی استعماری و مداخله‌جویانه دارد. در مقابل، روایت ایرانی از ترکیبی از نشانه‌های «دفاع از سرزمین» و «مقاومت در برابر زورگویی» (با ارجاع به گفتمان ضداستعماری) بهره می‌برد. این ترکیب، یک «نشانه شناور» به نام «ایستادگی مقتدرانه» خلق کرد که هم برای مخاطب داخلی جذاب بود و هم برای کشور‌های در حال توسعه که تجربه مشابهی از تحقیر تاریخی دارند. افزون بر این، تصاویر منتشرشده از سوی ایران مانند حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها و میادین یا صحنه‌های عزاداری شهدا به دلیل صمیمیت و عدم تکلف، نشانه‌هایی از «اصالت احساسی» را منتقل می‌کردند که در مقابل تصاویر کلیشه‌ای و فاقد زمینه فرهنگی رسانه‌های غربی، مقبولیت بیشتری در افکار عمومی جهان پیدا کردند.

چگونه می‌توان از ظرفیت‌های هوش مصنوعی و تحلیل گفتمان برای پایش و تقویت روایت‌های حق‌محور در فضای مجازی جهانی بهره برد؟

تجربه این جنگ نشان داد که هوش مصنوعی اگر در خدمت «پایش فعالانه» باشد، می‌تواند ضریب نفوذ روایت‌های حق‌محور را تا چند برابر افزایش دهد. برای نمونه، الگوریتم‌های تحلیل گفتمان قادرند «نشانگر‌های فریب» مانند تناقض‌های زمانی، جابجایی اسناد و تکرار الگو‌های اتهامی را در حجم عظیم داده‌ها شناسایی کنند و به تیم‌های روایت‌پرداز هشدار دهند که کدام محور‌های دشمن در شرف تبدیل شدن به «موج سهمگین اطلاعاتی» است. همچنین، با استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌توان «کمبود‌های روایی» را در روایت خودی کشف کرد؛ مثلاً در روز‌های اول جنگ، سیستم‌های هوشمند تشخیص دادند که روایت ایران فاقد «صدای قربانیان غیرنظامی دشمن» است، بنابراین با تولید محتوای هدفمند در این خلا، تصویر جنگ‌افروزی آمریکا در افکار عمومی جهان برجسته‌تر شد و این تصویر سازی با جنایت در مدرسه میناب و ۱۶۸ شهید کودک تا سال‌ها گریبان حقوق بشر آمریکایی را رها نخواهد کرد و حتی ترامپ را مجبور به واکنش کرد. در وضعیت آتش‌بس فعلی، بهترین کاربرد هوش مصنوعی، «پایش پیوسته گسل‌های روایی» در رسانه‌های غربی است تا هرگونه تلاش برای بازتعریف تاریخچه جنگ به نفع خودشان، بلافاصله شناسایی و خنثی شود.

از منظر اخلاق رسانه‌ای، چه راهکار‌هایی برای مقابله با «استعمار شناختی» و حفظ استقلال روایی ملت‌ها در عصر جنگ‌های ترکیبی پیشنهاد می‌دهید؟

مهم‌ترین راهکار، تحقق «عدالت روایی» به عنوان یک اصل اخلاقی بنیادین است؛ یعنی هیچ ملتی نباید مجبور شود روایت خود را از طریق رسانه‌های بیگانه و با قالب‌های زبانی و تصویری آنها بازگو کند. بر همین اساس، ایجاد «اکوسیستم‌های روایی بومی» متشکل از پلتفرم‌های مستقل، خبرگزاری‌های محلی و شبکه‌های تولید محتوای مردمی یک ضرورت اخلاقی و استراتژیک است. در این جنگ، شاهد بودیم که هرگاه روایت ایران از کانال‌های داخلی و با اصالت بومی منتشر می‌شد، قدرت نفوذ و اقناع آن بسیار بیشتر از زمانی بود که از همان محتوا در رسانه‌های غربی بازنشر می‌گردید. راهکار دوم، سرمایه‌گذاری در «سواد روایی انتقادی» در نظام آموزشی است؛ شهروندی که بتواند ساختار‌های پنهان یک روایت مانند حذف‌ها، برجسته‌سازی‌ها و استعاره‌های جهت‌دار را تشخیص دهد، در برابر استعمار شناختی واکسینه می‌شود. نهایتاً، در زمان آتش‌بس شکننده، باید نهاد‌های بین‌المللی مستقل را وادار به راستی‌آزمایی روایت‌ها کرد تا حقیقت، قربانی نفوذ قدرت‌ها نشود.

انتهای خبر/242837/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر