دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
الاثنين ٢٤ ذی‌القعده ١٤٤٧
Monday 11 May 2026
متن خبر

پایان استقلال آکادمیک در ایالات متحده؛ کالبدشکافی زرادخانه ضددانشگاهی دولت ترامپ

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
پایان استقلال آکادمیک در ایالات متحده؛ کالبدشکافی زرادخانه ضددانشگاهی دولت ترامپ
رؤیای نافرجام برای دانشگاه‌های آمریکا در حالی که تقریبا نیمی از سال ۲۰۲۶ سپری شده است، ناظران بین‌المللی و جامعه آکادمیک ایالات متحده با پرسشی بنیادین مواجه هستند: آیا در میانه تلاطم‌های سیاسی و اقتصادی، امیدی به بهبود وضعیت شبکه گسترده کالج‌ها و دانشگاه‌های آمریکا وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش، در سایه سیاست‌های تهاجمی دونالد ترامپ، بیش از هر زمان دیگری ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری آگاه، با وجود افول شاخص‌های اقتصادی، نگرانی فزاینده رای‌دهندگان از تورم، و پیامدهای فاجعه‌بار جنگ خودخواسته ترامپ علیه ایران، نه تنها از فشار بر دانشگاه‌ها کاسته نشده، بلکه شواهد نشان می‌دهد که کاخ سفید در حال گسترش یک «زرادخانه پیشرفته» برای تخریب ساختارهای سنتی آموزش عالی است.

در حالی که برخی از رهبران دانشگاهی به پیروزی‌های مقطعی در دادگاه‌ها دلخوش کرده‌اند، تحلیل عمیق استراتژی‌های واشنگتن نشان می‌دهد که دولت ترامپ فراتر از لفاظی‌های انتخاباتی، در حال بازطراحی بنیادین رابطه دولت فدرال با نهاد علم است؛ رابطه‌ای که هدف غایی آن، تبدیل دانشگاه از یک نهاد مستقل نقاد به یک ابزار مطیع برای ترویج ناسیونالیسم افراطی است.

توهم پیروزی در راهروهای دادگاه

جامعه آموزش عالی آمریکا تا به امروز بر کارنامه حقوقی خود در نبرد با فرامین اجرایی ترامپ تکیه کرده است. عدم امضای «پیمان برتری آکادمیک در آموزش عالی» توسط دانشگاه‌های تراز اول (که در آن دولت خواستار امتیازات گسترده در ازای بودجه فدرال شده بود)، به عنوان نمادی از مقاومت شناخته می‌شد. همچنین، لابی‌های موفقیت‌آمیز در کنگره که مانع از اجرای طرح کاهش شدید بودجه‌های علمی در سال مالی ۲۰۲۶ شد، بارقه‌ای از خوش‌بینی کاذب را ایجاد کرد.

اما واقعیت این است که قدرت دادگاه‌ها در برابر «دیکتاتوری فرامین اجرایی» در حال رنگ باختن است. راهکارهای حقوقی فعلی، عمدتاً در قالب پرونده‌های مدنی هستند که توان مقابله با تهاجم همه‌جانبه دولت فدرال را ندارند. همان‌طور که حقوقدانان اشاره کرده‌اند، سیستم حقوقی آمریکا بر این فرض بنا شده که صاحبان قدرت، هنجارهای آن را درونی کرده‌اند؛ فرضی که در دولت فعلی کاملاً باطل شده است.

ترامپ با استفاده از استراتژی «تکرار و اصرار»، حتی پس از رد احکامش در دادگاه‌های بدوی، با ارائه نسخه‌های جدید از همان شکایات و فرامین، مخالفان خود را در یک چرخه فرسایشی از هزینه‌های زمانی و مالی گرفتار می‌کند.

تسلیحاتی‌سازی داده‌ها؛ تله‌ای برای استقلال دانشگاهی

یکی از محورهای اصلی استراتژی جدید ترامپ، استفاده از قدرت نظارتی برای «ماهیگیری» از اطلاعات داخلی دانشگاه‌هاست. وزارت دادگستری (DOJ) در سال ۲۰۲۶ تقاضای بی‌سابقه‌ای برای دریافت داده‌های مربوط به پذیرش، استخدام و سوابق شخصی دانشجویان و اساتید مطرح کرده است.

به عنوان مثال، شکایت اخیر دولت علیه دانشگاه هاروارد برای دستیابی به جزئی‌ترین داده‌های پذیرش، صرفاً یک اقدام حقوقی نیست؛ بلکه تلاشی است برای یافتن بهانه‌هایی تحت عنوان «تبعیض» یا «نقض حقوق مدنی» تا از آن طریق، بودجه‌های حیاتی دانشگاه قطع شود. به همین ترتیب، فشار بر دانشگاه پنسیلوانیا برای افشای نام و آدرس دانشجویان و اساتید خاص، نشان‌دهنده ورود به حریم خصوصی آکادمیک با اهداف سیاسی است. این سطح از تفحص، دانشگاه‌ها را مجبور به نوعی «احتیاط ساختاری» می‌کند که نتیجه آن چیزی جز خودسانسوری و ترس از نوآوری نخواهد بود.

بودجه‌های علمی؛ قربانیان جنگ‌طلبی و ناسیونالیسم

تضاد میان اولویت‌های نظامی و علمی در بودجه سال مالی ۲۰۲۷ ترامپ به اوج خود رسیده است. در حالی که کاخ سفید به دنبال افزایش بودجه دفاعی به رقم خیره‌کننده ۱.۵ تریلیون دلار برای تأمین هزینه‌های ماجراجویی نظامی در خاورمیانه و جنگ با ایران است، بخش علم و سلامت با کاهش ۷۳ میلیارد دلاری مواجه شده است.

نکته خطرناک‌تر، تغییر در مکانیسم تخصیص گرنت‌های پژوهشی است. بر اساس فرمان اجرایی اوت ۲۰۲۵، اکنون منصوبان سیاسی در نهادهایی مانند بنیاد ملی علم (NSF) و مؤسسه ملی بهداشت (NIH)، حق دارند پروژه‌های علمی را بر اساس همسویی با «منافع ملی» یا «ارزش‌های آمریکایی» غربالگری کنند. حوزه‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، تحقیقات ژنتیکی پیشرفته و مطالعات نابرابری‌های اجتماعی عملاً از چرخه حمایت مالی خارج شده‌اند. این یعنی پایان دوران «داوری همتا» (Peer Review) و آغاز عصر «داوری سیاسی» در علم. محققان اکنون به جای تمرکز بر مرزهای دانش، باید بر نحوه نگارش پروژه‌ها برای عبور از فیلترهای ایدئولوژیک کاخ سفید تمرکز کنند.

اعتباربخشی: سلاح هسته‌ای ترامپ علیه دانشگاه

شاید حیاتی‌ترین ابزار در زرادخانه ضد دانشگاهی ترامپ، بازنگری در سیستم «اعتباربخشی» (Accreditation) باشد. در سیستم آموزشی آمریکا، اعتباربخشی کلید دسترسی دانشگاه‌ها به بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار کمک‌هزینه تحصیلی فدرال است. ترامپ به صراحت این ابزار را «سلاح مخفی» خود برای اصلاح ساختاری دانشگاه‌ها نامیده است.

دولت با انتصاب «لیندا مک‌ماهون» به عنوان وزیر آموزش، فرآیندی را آغاز کرده است که در آن آژانس‌های اعتباربخشی موظفند استانداردهای مربوط به تنوع نژادی و برابری (DEI) را حذف و معیارهای «مبتنی بر مهارت‌های شغلی صرف» را جایگزین کنند. این اقدام، تهدیدی وجودی برای رشته‌های علوم انسانی، هنر و علوم اجتماعی است که خروجی آن‌ها مستقیماً با «درآمد بالا» سنجیده نمی‌شود. هدف نهایی، پاکسازی برنامه‌های درسی از آنچه دولت «ایدئولوژی ووک» می‌نامد و تزریق مفاهیم ناسیونالیستی به متون دانشگاهی است.

فرار مغزها و افول ابرقدرت علمی آمریکا

سیاست‌های «اول آمریکا» در حوزه آکادمیک، در حال تبدیل شدن به سیاست «تنها آمریکا» است. افزایش نجومی هزینه ویزای H-1B به ۱۰۰ هزار دلار و لغو گسترده ویزاهای دانشجویی، پیام واضحی به جهان مخابره کرده است: آمریکا دیگر پذیرای استعدادهای بین‌المللی نیست.

آمارها نشان‌دهنده یک فاجعه است؛ کاهش ۱۷ درصدی در ثبت‌نام دانشجویان بین‌المللی و افت ۵۷ درصدی درخواست‌های ویزا از سوی نخبگان هندی، تنها نوک کوه یخ هستند. در مقابل، کشورهایی مانند چین با سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی، و اتحادیه اروپا با اختصاص بودجه‌های میلیاردی برای جذب دانشمندان فراری از آمریکا، در حال پر کردن این خلأ قدرت هستند. آمریکا در حال از دست دادن موقعیت خود به عنوان «آهنربای نخبگان جهان» است و این به معنای افول بلندمدت قدرت نرم و برتری تکنولوژیک این کشور خواهد بود.

بحران بودجه در ایالت‌ها؛ ضربه نهایی به دانشگاه‌های دولتی

دولت ترامپ با تصویب لایحه موسوم به «یک لایحه بزرگ و زیبا»، هزینه‌های هنگفتی را به ایالت‌ها تحمیل کرده است. قطع یارانه‌های فدرال برای بخش سلامت (Medicaid)، ایالت‌ها را مجبور کرده تا بودجه‌های داخلی خود را از بخش آموزش عالی به سمت بهداشت و درمان هدایت کنند.

این مانور سیاسی، دانشگاه‌های دولتی بزرگ را در بن‌بست مالی قرار داده است. در حالی که ایالت‌های تحت کنترل دموکرات‌ها (ایالت‌های آبی) تلاش می‌کنند با افزایش مالیات این کسری را جبران کنند، ایالت‌های جمهوری‌خواه (قرمز) با آغوش باز از مداخلات سیاسی ترامپ استقبال کرده و استقلال دانشگاه‌های خود را در ازای بودجه‌های اندک قربانی کرده‌اند. این روند منجر به یک شکاف عمیق علمی میان ایالت‌های مختلف آمریکا شده است.

میراث تخریب: مرگ حقیقت و اعتماد

بزرگترین خسارت دوران ترامپ، نه در ارقام بودجه، بلکه در تخریب مفهوم «حقیقت» نهفته است. ناسیونالیسم افراطی حاکم بر کاخ سفید، تحقیقات علمی و واقعیت‌های آکادمیک را به عنوان «اخبار جعلی» و ابزار بازی سیاسی جناح مخالف معرفی کرده است. این «نسبیت‌گرایی در واقعیت»، پایه‌های اعتماد عمومی به تخصص و علم را سست کرده است.

زمانی که علم به عنوان یک امر جناحی تعریف شود، توانایی جامعه برای حل چالش‌های بنیادین نظیر پاندمی‌ها، تغییرات اقلیمی و حکمرانی هوش مصنوعی از بین می‌رود. دانشگاه‌های آمریکا که روزگاری نماد آزادی بیان و تفکر انتقادی بودند، اکنون در حال تبدیل شدن به میدان نبرد ایدئولوژیک هستند که در آن «وفاداری سیاسی» جایگزین «شایستگی علمی» شده است.

نتیجه‌گیری: طلوع عصر «جنگ سرد نئوآکادمیک»

آنچه جان اوبری داگلاس در تحلیل خود ترسیم می‌کند، تصویری از یک فروپاشی تدریجی اما سیستماتیک است. ترامپ با استفاده از ترکیبی از فشارهای مالی، بازرسی‌های حقوقی، تغییر در ساختارهای اعتباربخشی و انزوای بین‌المللی، در حال بستن فضای تنفس برای نهاد علم است.

حتی اگر در انتخابات آتی تغییری در قدرت رخ دهد، زخم‌های وارد شده بر پیکره آموزش عالی آمریکا به زودی التیام نخواهد یافت. استقلال آکادمیک، که دهه‌ها موتور محرک پیشرفت ایالات متحده بود، اکنون در زیر چرخ‌دنده‌های ناسیونالیسم تهاجمی در حال خرد شدن است. جهان اکنون شاهد تولد یک «جنگ سرد نئوآکادمیک» است که در آن آمریکا، به جای رهبری علمی جهان، در حال حصارکشی به دور دانشگاه‌های خود و سرکوب دانش در داخل مرزهایش است. برای کشوری که مدعی رهبری جهان آزاد بود، این سقوط آکادمیک، شاید دردناک‌ترین فصل تاریخ معاصرش باشد.

انتهای خبر/247616/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر