شنبه ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
السبت ١١ صفر ١٤٤٨
Saturday 25 July 2026
متن خبر

ادعای آمریکا فاقد مبنای فنی و اقتصادی؛ خواب دور زدن تنگه هرمز تعبیر نمی شود / جایگزینی آبراه با کریدورهای جدید امکان‌پذیر نیست

جمعه ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
ادعای آمریکا فاقد مبنای فنی و اقتصادی؛ خواب دور زدن تنگه هرمز تعبیر نمی شود / جایگزینی آبراه با کریدورهای جدید امکان‌پذیر نیست
طرح‌های جایگزینی برای کاهش وابستگی بازار جهانی به تنگه هرمز، با ارزیابی‌انتقادی کارشناسان حوزه انرژی روبرو شده است. تحلیل‌ حوزه نفت و انرژی با استناد به پیچیدگی‌های فنی، موانع عمیق ژئوپلیتیک و محدودیت‌های ذاتی خطوط لوله در قیاس با حمل‌ونقل دریایی، تأکید دارد: تلاش برای حذف این شریان حیاتی انرژی، بیش از آنکه یک واقعیت اجرایی و اقتصادی باشد، رویکردی با کارکردهای سیاسی و روانی در بازارهای جهانی است.

به گزارش خبرگزاری آگاه، تلاش ایالات متحده برای ایجاد مسیر‌های جایگزین انرژی در منطقه، وارد فاز عملیاتی تازه‌ای شده است. در پی سفر نخست‌وزیر عراق به واشنگتن و تفاهمات دوجانبه در حوزه انرژی، احیای خط لوله انتقال نفت «کرکوک-بانیاس» به عنوان یکی از محور‌های کلیدی استراتژی جدید آمریکا مطرح شده است؛ برنامه‌ای که ناظران بین‌المللی آن را نه صرفاً یک توافق اقتصادی، بلکه گامی راهبردی برای کاهش وابستگی بازار‌های جهانی به تنگه هرمز و بازتعریف توازن انرژی در منطقه ارزیابی می‌کنند.

سفر اخیر محمد شیاع السودانی به واشنگتن، اگرچه در ظاهر با هدف گشایش در‌های اقتصادی عراق انجام شد، اما محور‌های توافقات آن، به‌ویژه در بخش انرژی، بازتاب‌های ژئوپلیتیک گسترده‌ای داشته است. مهم‌ترینِ این توافقات، برنامه‌ریزی برای احیای خط لوله نفت کرکوک به بندر بانیاس سوریه است؛ خط لوله‌ای که با ظرفیت انتقال روزانه ۲ میلیون بشکه نفت، پیش از تحولات سال ۲۰۰۳، یکی از مسیر‌های اصلی صادرات انرژی منطقه محسوب می‌شد.

تلاش برای حاشیه‌سازی برای شریان حیاتی هرمز

واشنگتن با حمایت از این پروژه، به دنبال ایجاد کریدوری است که بتواند بخشی از نفت خاورمیانه را بدون عبور از آبراه حیاتی تنگه هرمز به بازار‌های مدیترانه و از آنجا به اروپا برساند. اهمیت این رویکرد را می‌توان در اظهارات مقامات آمریکایی مشاهده کرد. تام باراک، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در امور عراق، با اشاره به این توافقات، احیای خطوط لوله را بخشی از برنامه‌ای جامع توصیف کرده است که هدف آن کاهش نقش انحصاری تنگه هرمز در عرضه جهانی انرژی و تغییر معادلات نفوذ بر جریان انتقال نفت است.

تحلیل استراتژیک عبور از چالش‌های ژئوپلیتیک

این تصمیم در حالی اتخاذ شده که تنگه هرمز با چالش‌های امنیتی و تنش‌های منطقه‌ای روبه‌روست. از نگاه واشنگتن، تقویت موقعیت جغرافیایی عراق و تبدیل آن به یک نقطه اتصال برای انتقال انرژی، می‌تواند به عنوان ابزاری برای کاهش ضریب اهمیت این آبراه در محاسبات جهانی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، کارشناسان انرژی معتقدند اجرای این طرح، فراتر از امضای تفاهم‌نامه، با موانع جدی زیرساختی، امنیتی در مسیر‌های عبوری و هماهنگی‌های پیچیده میان بازیگران منطقه مواجه است.

در نهایت، تحولات اخیر نشان می‌دهد که رقابت بر سر کریدور‌های انرژی، وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ مرحله‌ای که در آن مسیر‌های انتقال انرژی نه فقط به عنوان ابزار‌های لجستیکی، بلکه به مثابه اهرم‌های فشار و موازنه سیاسی در دیپلماسی انرژی قدرت‌های بزرگ عمل می‌کنند.

سعید ساویز، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آگاه، با اشاره به اظهارات اخیر برخی مقامات آمریکایی درباره تلاش برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز از طریق ایجاد مسیر‌های جدید انتقال انرژی، این ایده را از منظر فنی، اقتصادی و امنیتی با چالش‌های جدی مواجه دانست و تأکید کرد: هیچ‌یک از پروژه‌های مطرح‌شده، دست‌کم در کوتاه‌مدت، توانایی جایگزینی نقش راهبردی تنگه هرمز در بازار جهانی انرژی را ندارند.

وی واکنش به ادعا‌هایی مبنی بر اینکه دولت آمریکا قصد دارد طی دو سال آینده با اجرای مجموعه‌ای از پروژه‌های انتقال انرژی، وابستگی بازار جهانی به تنگه هرمز را کاهش دهد، اظهار کرد: هرچند طی سال‌های گذشته همواره تلاش‌هایی برای توسعه خطوط لوله و مسیر‌های جایگزین انتقال نفت و گاز در منطقه وجود داشته، اما ارزیابی فنی این پروژه‌ها نشان می‌دهد که تحقق چنین هدفی در بازه زمانی کوتاه‌مدت، به‌ویژه ظرف دو سال، واقع‌بینانه نیست.

کارشناس حوزه نفت و انرژی، افزود: موضوع کاهش وابستگی به تنگه هرمز، موضوع تازه‌ای نیست و سال‌هاست در محافل سیاسی و انرژی جهان مطرح می‌شود. کشور‌های مختلف همواره تلاش کرده‌اند با توسعه خطوط لوله یا کریدور‌های جدید، بخشی از صادرات نفت خود را از مسیر‌هایی غیر از خلیج فارس انجام دهند، اما این مسئله به معنای حذف یا کاهش اساسی جایگاه تنگه هرمز نیست.

چالش امنیت حلقه مفقوده پروژه‌های جایگزین

این کارشناس حوزه انرژی، مهم‌ترین مانع اجرای پروژه‌های پیشنهادی را مسئله امنیت منطقه دانست و گفت: بخش مهمی از مسیر‌هایی که برای انتقال نفت یا ایجاد کریدور‌های انرژی مطرح می‌شود، از کشور‌هایی مانند سوریه، لبنان و ترکیه عبور می‌کند؛ کشور‌هایی که طی دهه‌های گذشته با بحران‌های امنیتی، جنگ‌های داخلی، کودتا، درگیری‌های قومی و تنش‌های سیاسی متعددی مواجه بوده‌اند.

وی با بیان اینکه امنیت، مهم‌ترین مؤلفه در سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های انرژی است، اظهار کرد: صنعت انرژی بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. وقتی قرار است میلیارد‌ها دلار برای احداث یک خط لوله هزینه شود، سرمایه‌گذار باید مطمئن باشد که این مسیر در دهه‌های آینده نیز از امنیت کافی برخوردار خواهد بود. در حالی که درباره برخی کشور‌های منطقه، چنین اطمینانی وجود ندارد.

ساویز تصریح کرد: از نگاه من، ممکن است از منظر مهندسی بتوان چنین پروژه‌هایی را اجرا کرد، اما مسئله اصلی پایداری امنیت آنهاست. هرگونه تنش، درگیری یا بی‌ثباتی سیاسی می‌تواند انتقال انرژی را متوقف کند و میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری را با خطر مواجه سازد.

وی همچنین درباره نقش ترکیه در این معادلات اظهار داشت که آنکارا طی سال‌های گذشته تلاش کرده است جایگاه خود را به‌عنوان یکی از مسیر‌های اصلی انتقال انرژی منطقه تثبیت کند، اما به اعتقاد او، سیاست خارجی ترکیه در مقاطع مختلف با تغییرات و ملاحظات خاص خود همراه بوده و همین موضوع باعث می‌شود بسیاری از بازیگران بین‌المللی نسبت به اتکای کامل به این مسیر با احتیاط عمل کنند.

ظرفیت خطوط لوله قابل مقایسه با تنگه هرمز نیست

ساویز با تأکید بر تفاوت ظرفیت خطوط لوله با مسیر‌های دریایی گفت: یکی از نکاتی که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، محدودیت ذاتی خطوط لوله در مقایسه با حمل‌ونقل دریایی است.حتی خطوط لوله بزرگ نیز ظرفیت مشخصی برای انتقال نفت دارند و نمی‌توان انتظار داشت تنها با احداث چند خط لوله، حجم عظیم نفتی که روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کند، به مسیر‌های دیگر منتقل شود.

این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به تجربه احداث خطوط لوله در ایران اظهار کرد: حتی اجرای پروژه‌هایی که در داخل کشور و در شرایط امنیتی مناسب انجام شده‌اند، زمان‌بر و پرهزینه بوده است؛ بنابراین طبیعی است که احداث خطوط لوله چند هزار کیلومتری در کشور‌هایی با شرایط پیچیده سیاسی و امنیتی، به‌مراتب دشوارتر باشد.

وی ادامه داد: علاوه بر طول مسیر، شرایط جغرافیایی نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از مسیر‌های پیشنهادی از مناطق کوهستانی، بیابانی یا نقاطی عبور می‌کنند که اجرای پروژه‌های عمرانی در آنها هزینه‌های بسیار سنگینی به همراه دارد.صرف طراحی یک مسیر روی نقشه به معنای امکان اجرای آن نیست. احداث خطوط انتقال انرژی نیازمند مطالعات دقیق فنی، زیست‌محیطی، اقتصادی و امنیتی است و هر کدام از این عوامل می‌تواند روند اجرای پروژه را سال‌ها به تأخیر بیندازد.

اجرای چنین پروژه‌هایی در دو سال امکان‌پذیر نیست

این کارشناس حوزه نفت و انرژی، ادعای تکمیل پروژه‌های جایگزین تنگه هرمز طی دو سال را غیرواقع‌بینانه توصیف کرد و گفت: ساخت خطوط لوله بزرگ انتقال نفت، حتی در بهترین شرایط و با دسترسی کامل به منابع مالی و فناوری، پروژه‌ای زمان‌بر است.در چنین پروژه‌هایی باید مطالعات اولیه، طراحی مهندسی، تأمین مالی، اخذ مجوزها، خرید تجهیزات، اجرای عملیات عمرانی، آزمایش‌های فنی و سپس بهره‌برداری انجام شود؛ مراحلی که هر کدام به زمان قابل توجهی نیاز دارند.

ساویز تصریح کرد: اگر قرار باشد خطوط لوله‌ای با ظرفیت بالا از چند کشور عبور کنند، علاوه بر مسائل فنی، هماهنگی‌های سیاسی میان دولت‌ها نیز باید انجام شود؛ موضوعی که معمولاً روند اجرای پروژه را پیچیده‌تر می‌کند.

کارشناس حوزه نفت و انرژی، تأکید کرد: حتی اگر فرض کنیم همه کشور‌ها همکاری کامل داشته باشند و هیچ مانع امنیتی نیز وجود نداشته باشد، باز هم اجرای چنین پروژه‌هایی ظرف دو سال بسیار بعید به نظر می‌رسد و برآورد‌های فنی معمولاً زمان بسیار طولانی‌تری را برای این دست طرح‌ها پیش‌بینی می‌کنند.

تنگه هرمز همچنان اقتصادی‌ترین مسیر انتقال نفت است

ساویز در ادامه با اشاره به صرفه اقتصادی تنگه هرمز اظهار کرد: حتی اگر برخی پروژه‌های جایگزین در آینده به مرحله بهره‌برداری برسند، این موضوع به معنای از دست رفتن جایگاه راهبردی تنگه هرمز نخواهد بود. این آبراه طی دهه‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان تبدیل شده و بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های صادرات و تجارت نفت بر پایه همین مسیر شکل گرفته است.

وی افزود: احداث خطوط لوله جدید مستلزم سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیارد دلاری، هزینه‌های بالای نگهداری و همچنین تأمین امنیت مستمر مسیر است؛ در حالی که اگر شرایط سیاسی منطقه باثبات باشد و تنشی در خلیج فارس وجود نداشته باشد، استفاده از مسیر دریایی تنگه هرمز همچنان از نظر اقتصادی به‌صرفه‌تر از بسیاری از گزینه‌های جایگزین خواهد بود.

این کارشناس حوزه انرژی با بیان اینکه معمولاً سرمایه‌گذاری روی مسیر‌های جایگزین زمانی توجیه اقتصادی پیدا می‌کند که هزینه یا ریسک استفاده از مسیر اصلی افزایش یابد، گفت: تجربه بازار انرژی نیز همین موضوع را نشان داده است. هر زمان هزینه استفاده از یک فناوری یا مسیر افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاری روی گزینه‌های جایگزین نیز رشد می‌کند، اما با کاهش هزینه‌ها، دوباره استفاده از گزینه اصلی توجیه اقتصادی بیشتری خواهد داشت.

وی برای تبیین این موضوع به تجربه توسعه نفت شیل و انرژی‌های نو اشاره کرد و گفت: زمانی که قیمت جهانی نفت به سطوح بسیار بالا رسید، سرمایه‌گذاری در استخراج نفت شیل و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر سرعت گرفت، زیرا از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر شد. اما زمانی که قیمت نفت کاهش یافت، بخشی از این سرمایه‌گذاری‌ها نیز با افت مواجه شد. درباره مسیر‌های انتقال انرژی نیز همین منطق اقتصادی حاکم است.

برخی اظهارات بیش از آنکه اجرایی باشد، جنبه سیاسی دارد

ساویز معتقد است: بخشی از اظهارات مطرح‌شده درباره کاهش وابستگی به تنگه هرمز را باید در چارچوب پیام‌های سیاسی تحلیل کرد. گاهی اوقات سیاستمداران موضوعاتی را مطرح می‌کنند که لزوماً به معنای اجرای فوری آنها نیست، بلکه هدف از طرح آنها تأثیرگذاری بر فضای سیاسی، اقتصادی یا حتی روانی بازار است.

به گفته این کارشناس حوزه نفت و انرژی، اعلام برنامه‌هایی از این دست می‌تواند پیام‌هایی را به بازیگران منطقه‌ای و بازار جهانی انرژی منتقل کند و بر محاسبات سیاسی یا اقتصادی آنها اثر بگذارد، اما این موضوع الزاماً به معنای آن نیست که همه این پروژه‌ها در بازه زمانی اعلام‌شده قابلیت اجرا داشته باشند.

رقابت برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه

این کارشناس حوزه نفت و انرژی در ادامه به انگیزه برخی کشور‌های منطقه برای مشارکت در پروژه‌های انتقال انرژی اشاره کرد و گفت: بسیاری از کشور‌های منطقه طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند جایگاه خود را در معادلات انرژی ارتقا دهند و به مسیر اصلی ترانزیت نفت و گاز تبدیل شوند.ترکیه یکی از کشور‌هایی است که سال‌هاست سیاست تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه را دنبال می‌کند و اجرای پروژه‌هایی مانند خط لوله باکو ـ جیهان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

ساویز تصریح کرد: هر کشوری که بتواند مسیر انتقال انرژی را در اختیار داشته باشد، علاوه بر درآمد‌های ترانزیتی، از نفوذ اقتصادی و سیاسی بیشتری نیز برخوردار خواهد شد و به همین دلیل رقابت بر سر کریدور‌های انرژی، صرفاً یک رقابت اقتصادی نیست بلکه ابعاد ژئوپلیتیکی گسترده‌ای نیز دارد.

کارشناس حوزه نفت و انرژی، اضافه کرد: با این حال، تحقق چنین اهدافی مستلزم فراهم بودن مجموعه‌ای از الزامات از جمله امنیت پایدار، روابط سیاسی باثبات، سرمایه‌گذاری مستمر و اعتماد سرمایه‌گذاران بین‌المللی است؛ موضوعاتی که در بسیاری از مناطق مورد بحث هنوز با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

انتقال گاز با نفت تفاوت‌های اساسی دارد

ساویز در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو با اشاره به تفاوت انتقال نفت و گاز اظهار کرد: معمولاً این تصور وجود دارد که هر جا امکان انتقال نفت با خط لوله وجود داشته باشد، انتقال گاز نیز به همان شکل امکان‌پذیر است، در حالی که از نظر فنی این دو کاملاً متفاوت هستند.

وی توضیح داد: انتقال گاز طبیعی در مسافت‌های بسیار طولانی از طریق خط لوله با محدودیت‌های فنی و اقتصادی همراه است و به همین دلیل معمولاً تجارت گاز از طریق خطوط لوله میان کشور‌های همسایه انجام می‌شود.

این کارشناس حوزه انرژی افزود: برای صادرات گاز به فواصل دور، صنعت LNG توسعه یافته است. در این فرآیند، گاز طبیعی پس از مایع‌سازی در دمای بسیار پایین، از طریق کشتی‌های مخصوص حمل می‌شود و سپس در کشور مقصد دوباره به حالت گازی بازمی‌گردد و وارد شبکه انتقال می‌شود.به همین دلیل نمی‌توان همان مدلی را که برای انتقال نفت مطرح می‌شود، بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی درباره گاز نیز به کار گرفت.

تنش‌های نظامی می‌تواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد

ساویزبا اشاره به پیامد‌های هرگونه درگیری نظامی در منطقه اظهار کرد: هرگونه تنش یا آسیب به زیرساخت‌های انرژی، صرف‌نظر از اینکه در کدام کشور رخ دهد، می‌تواند بر بازار جهانی انرژی اثرگذار باشد.زیرساخت‌های انرژی از جمله پالایشگاه‌ها، خطوط لوله، بنادر صادراتی و تأسیسات انتقال نفت و گاز، سرمایه‌های ملی محسوب می‌شوند و آسیب دیدن آنها علاوه بر خسارت‌های اقتصادی، می‌تواند بر امنیت انرژی منطقه نیز اثر بگذارد.

این کارشناس حوزه انرژی تأکید کرد: راهکار پایدار برای حفظ امنیت انرژی، کاهش تنش‌ها و استفاده از ظرفیت‌های سیاسی و دیپلماتیک است، زیرا هرگونه بی‌ثباتی در نهایت هزینه‌های سنگینی را به اقتصاد کشور‌های منطقه و بازار جهانی تحمیل خواهد کرد.

ساویز با تأکید بر اینکه تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انتقال انرژی جهان باقی خواهد ماند، خاطرنشان کرد: هرچند توسعه کریدور‌های انرژی و خطوط لوله جدید می‌تواند بخشی از مسیر‌های صادراتی را متنوع کند، اما جایگزینی کامل این آبراه راهبردی، دست‌کم در افق کوتاه‌مدت، از نظر فنی، اقتصادی و امنیتی امکان‌پذیر نیست.

وی افزود: تحقق چنین پروژه‌هایی نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان، زمان طولانی، همکاری پایدار میان دولت‌های منطقه و مهم‌تر از همه، ثبات سیاسی و امنیتی است؛ مجموعه شرایطی که فراهم شدن هم‌زمان آنها در شرایط کنونی منطقه با ابهامات جدی روبه‌رو است.

انتهای خبر/264251/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر