یکشنبه ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
الأحد ٠٩ ذی‌القعده ١٤٤٧
Sunday 26 April 2026
متن خبر

مأموریت دانشگاه‌ها نباید دستوری تعیین شود/ صنعت دقیق‌ترین مرجع تشخیص نیاز نیروی انسانی است+ فیلم

یکشنبه ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
مأموریت دانشگاه‌ها نباید دستوری تعیین شود/ صنعت دقیق‌ترین مرجع تشخیص نیاز نیروی انسانی است+ فیلم
رئیس دانشگاه خوارزمی با انتقاد از رویکرد‌های دستوری در تعیین مأموریت دانشگاه‌ها تأکید کرد که شناخت نیاز‌های نیروی انسانی باید با محوریت صنعت انجام شود؛ چراکه تنها صنعت قادر است ظرفیت‌های واقعی و آینده‌نگرانه بازار کار را تشخیص دهد.

به گزارش خبرگزاری آگاه، ارتباط صنعت و دانشگاه در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های اصلی نظام آموزش عالی کشور تبدیل شده است؛ چالشی که از یک‌سو به دلیل ناترازی‌های بودجه‌ای و کاهش تعاملات بین‌المللی تشدید شده و از سوی دیگر، مدل‌های قدیمی مأموریت‌دهی به دانشگاه‌ها امکان نقش‌آفرینی مؤثر آن‌ها در حل مسائل جامعه را محدود کرده است.

در همین زمینه، بیژن عبدالهی، رئیس دانشگاه خوارزمی، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار آگاه به تشریح دیدگاه‌ها و انتقادات خود درباره شیوه‌های فعلی، ضرورت بازنگری در مأموریت‌دهی، راهکارهای تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت و همچنین چالش‌های بودجه‌ای و تجهیزاتی دانشگاه‌ها پرداخت. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

به نظر شما یکی از الگوهای مؤثر برای تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت چیست؟

بحث بورسیه دانشجویان از سوی صنعت یکی از الگوهایی است که می‌تواند این ارتباط را تقویت کند. اگر هدف این است که دانشجویان بر اساس نیازهای واقعی جامعه تربیت شوند، طبیعی است که صنعت به‌عنوان مصرف‌کننده اصلی نیروی متخصص، نقش مهمی در تشخیص این نیازها داشته باشد. هرچند متخصصان برنامه‌ریزی درسی یا نهادهای مرتبط نیز می‌توانند در این زمینه نظر بدهند، اما صنعت بهتر از هر بخش دیگری می‌داند در سال‌های آینده به چه تخصص‌هایی نیاز دارد.

برای مثال، یک واحد صنعتی می‌تواند اعلام کند که در پنج سال آینده به چند نیروی متخصص در رشته‌ای مشخص نیاز دارد. در چنین شرایطی، همان صنعت می‌تواند از میان داوطلبان، افرادی را انتخاب و آن‌ها را بورسیه کند. این انتخاب می‌تواند از طریق آزمون، مصاحبه و ارزیابی توانایی‌های علمی و علایق داوطلبان انجام شود.

افراد انتخاب‌شده ممکن است از میان داوطلبان تازه‌وارد به دانشگاه یا حتی نیروهایی باشند که به‌تازگی وارد صنعت شده‌اند و تجربه محدودی دارند. پس از انتخاب، صنعت می‌تواند از همان ابتدا این افراد را به‌عنوان نیروی آینده خود در نظر بگیرد؛ بخشی از آموزش‌های تخصصی را خودِ صنعت ارائه دهد و بخش دیگر را دانشگاه بر عهده بگیرد.

در این الگو، صنعت در تأمین هزینه‌های آموزش و پژوهش نیز مشارکت می‌کند و حتی می‌تواند از ابتدای دوره تحصیل برای دانشجویان حقوق در نظر بگیرد. به این ترتیب، دانشجو از همان ابتدا مسیر شغلی مشخصی خواهد داشت و صنعت نیز مطمئن می‌شود نیروی متخصص مورد نیاز خود را در آینده در اختیار خواهد داشت.

انتقاد از مأموریت‌دهی دستوری به دانشگاه‌ها

درباره مأموریت‌هایی که به دانشگاه‌ها واگذار می‌شود چه نظری دارید؟

اصل تعیین مأموریت برای دانشگاه‌ها اقدام درستی است و می‌تواند از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شود؛ به این معنا که سرفصل موضوعات، چالش‌ها و حتی ابرچالش‌های کشور مشخص شود. با این حال، قاعده منطقی آن است که دانشگاه‌ها به‌عنوان متقاضی، ابتدا ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود را معرفی کنند و بر اساس همان ظرفیت‌ها به سمت پذیرش مأموریت‌ها بروند.

من با این شیوه که از بالا برای هر دانشگاه مأموریتی تعیین شود موافق نیستم. ممکن است در چنین تصمیم‌گیری‌هایی ظرفیت‌های دانشگاهی هم در نظر گرفته شده باشد، اما به نظر من روند درست این است که دانشگاه‌ها توانمندی‌های خود را ارائه دهند و سپس در یک فرآیند رقابتی برای پذیرش مأموریت‌ها ارزیابی شوند. به بیان دیگر، انتخاب دانشگاه‌ها باید بر اساس رقابت و شایستگی انجام شود، نه صرفاً بر مبنای تصمیمات دستوری یا ارتباطاتی که ممکن است وجود داشته باشد.

حداقل انتظار این است که در دولت چهاردهم چنین روابطی به ضوابط تبدیل شود؛ به این معنا که استانداردها و معیارهای مشخصی تعریف شود. برای مثال، اگر مسئله‌ای مانند چالش آب یا انرژی کشور مطرح است، باید چارچوبی تعیین شود تا دانشگاه‌های مختلف بتوانند بر اساس توانمندی‌های خود برای حل آن وارد رقابت شوند و بهترین گزینه‌ها انتخاب شوند.

لزوم مشارکت چند دانشگاه برای حل یک پدیده

در این زمینه چه مدلی را پیشنهاد می‌کنید؟

باید از دانشگاه‌های مختلف دعوت کنیم روی یک پدیده کار کنند. معمولاً پدیده‌های ما چندوجهی هستند. مثلاً وقتی درباره ناترازی انرژی برق صحبت می‌کنیم، از فرهنگ مصرف گرفته تا زیرساخت‌های انرژی در آن دخیل است.

در این فرآیند عوامل مختلفی وجود دارد. هر دانشگاه می‌تواند یک بُعد این موضوع را بررسی کند. ما یک پدیده داریم و باید کل آن را بررسی کنیم، نه فقط یک بخش آن را. مثلاً من که متخصص برق هستم یک بُعد را بررسی می‌کنم، اما نمی‌توانم وارد حوزه فرهنگ مصرف یا حتی دستگاه‌هایی که برای انرژی برق ساخته می‌شود شوم؛ بنابراین صنایع هم باید وارد میدان شوند و هر دانشگاه و هر صنعت می‌تواند بخشی از موضوع را بر عهده بگیرد.

مأموریت دانشگاه‌ها نباید دستوری تعیین شود

به نظر من سه اشکال در مدل فعلی وجود دارد: اول اینکه موضوع دستوری می‌شود، دوم اینکه در این دستوری بودن، روابط هم دخیل می‌شود.

سوم اینکه ما پدیده را فقط از یک جنبه بررسی می‌کنیم.

در حالی که باید یک پدیده را از ابعاد مختلف بررسی کنیم و نوعی اشتراک میان دانشگاه‌ها و صنعت ایجاد شود. بخشی را صنعت انجام دهد، بخشی را دانشگاه‌ها و در نهایت یک دانشگاه مسئول جمع‌بندی شود.

حل مسائل اجتماعی با همکاری چند رشته

آیا این مدل در حوزه مسائل اجتماعی هم قابل اجراست؟

بله، مثلاً درباره پدیده‌های اجتماعی مثل طلاق یا اعتیاد. واقعاً این مسائل با یک دانشگاه و یک استاد حل نمی‌شود. اینها ابعاد مختلفی دارند؛ جامعه‌شناسی، روانشناسی، بعد سازمانی، بعد حاکمیتی و بعد اقتصادی. وقتی همه این ابعاد با هم بررسی شوند می‌توان گفت که بخشی از یک مشکل اجتماعی را حل کرده‌ایم. الان دانشگاه‌ها، صنایع و حاکمیت هر کدام جداگانه کار خودشان را انجام می‌دهند و به همین دلیل به نتیجه نمی‌رسیم. پدیده واحد است، اما چندوجهی است و باید چند گروه همزمان روی آن کار کنند.

نقش سامانه «نان» در حل مسائل صنعت/ مراجعه پژوهشگران به ۱۰ درصد هم نمی‌رسد

سامانه نان که راه‌اندازی شده اقدامی خوب است، اما آمار مراجعه به آن زیر ۱۰ درصد است. در این سامانه استاد یا دانشجو می‌تواند موضوع یک سازمان یا شرکت را انتخاب کند و روی آن کار کند. این ابتدای کار است و اقدام خوبی محسوب می‌شود.

باید روی آن تبلیغ و کار بیشتری انجام دهیم تا مسائل و مشکلات صنایع در آن جمع‌آوری شود و دانشگاه‌ها هم تشویق شوند به سمت آن بروند.

البته این سامانه مانع ارتباط مستقیم دانشگاه و صنعت نیست. دانشگاه‌ها می‌توانند مستقیماً با صنایع ارتباط برقرار کنند و برعکس.

این ارتباط در استان البرز چه ظرفیتی دارد؟

کرج علاوه بر اینکه قطب «علم و فناوری» است، قطب «صنعت کشور» هم محسوب می‌شود و صنایع بزرگی در آن فعال هستند. اگر صنایع با دانشگاه‌های استان یا سایر دانشگاه‌ها قرارداد ببندند، نباید مانع این کار شویم.

این موضوع نیاز به تبلیغ، حمایت و نزدیک شدن این دو حوزه دارد. قطعاً موانعی از سمت دانشگاه و از سمت صنعت وجود دارد، اما هرچه این دو به هم نزدیک‌تر شوند می‌توانیم مسائل صنایع را با حداقل هزینه حل کنیم.

دانشجو وظیفه خودش را انجام می‌دهد، استاد وظیفه خودش را انجام می‌دهد و شرکت هم وظیفه خودش را. اگر به این سمت برویم هزینه‌ها کمتر و اثربخشی بیشتر می‌شود.

کاهش ارتباطات علمی بین‌المللی

آیا در سال‌های اخیر ارتباط دانشگاه با جهان پیرامون آسیب دیده است؟

بله، ارتباط دانشگاه‌ها با جهان پیرامون به حداقل رسیده است. حداقل کاری که دانشگاه‌ها می‌توانند انجام دهند فرصت مطالعاتی و برگزاری کنفرانس‌هاست؛ یعنی کنفرانس‌هایی در ایران برگزار شود و از افراد خارج از کشور دعوت کنیم یا اساتید ما در کنفرانس‌های خارج از کشور شرکت کنند.

اما این موارد به حداقل رسیده است. مهم‌ترین دلیل آن علاوه بر مسائل سیاسی، ناترازی در وضعیت ارز و کاهش ارزش پول ملی است.

مشکل ارزی برای فرصت‌های مطالعاتی

این مشکل چگونه بر فرصت‌های مطالعاتی اثر گذاشته است؟

حداکثر کاری که یک دانشگاه می‌تواند انجام دهد این است که مثلاً ۵۰۰ میلیون تومان به استادی بدهد که می‌خواهد برای یک فرصت مطالعاتی شش‌ماهه به یک کشور غربی برود. اگر این مبلغ را به دلار حساب کنیم حدود ۴۵۰۰ دلار می‌شود.

با ۴۵۰۰ دلار حتی بلیت رفت و برگشت هم تأمین نمی‌شود، چه برسد به اینکه فرد بخواهد شش ماه در آنجا زندگی کند؛ بنابراین یک ناترازی بزرگ ایجاد شده و دولت باید در این زمینه کمک کند.

خیلی از دانشگاه‌ها حتی همین میزان حمایت را هم ندارند و ممکن است فقط ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون تومان کمک کنند. طبیعی است که اساتید رغبت چندانی برای چنین فرصت‌هایی نداشته باشند.

فرسودگی آزمایشگاه‌ها

وضعیت آزمایشگاه‌های دانشگاهی چگونه است؟

آزمایشگاه برای آموزش عملی دانشجو در کنار آموزش نظری است. اما بسیاری از دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه ما به دلیل ناترازی‌ها و کمبود بودجه دچار مشکل شده‌اند.

تجهیزات آزمایشگاهی ما قدیمی و فرسوده شده و توان خرید تجهیزات جدید را نداریم. حتی در تأمین مواد اولیه هم مشکل داریم، چون خرید این مواد وابسته به ارز است. از طرف دیگر بسیاری از ساختمان‌های دانشگاهی هم قدیمی و فرسوده هستند و این موضوع باعث شده در این حوزه ضرر کنیم.

چالش جدی بودجه دانشگاه‌ها

وضعیت بودجه دانشگاه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در پایان هر سال، یک سبد بودجه برای دانشگاه تعیین می‌شود. اما سال بعد قیمت همه چیز افزایش پیدا می‌کند؛ از تجهیزات گرفته تا مواد غذایی و دستمزد نیروی انسانی، در حالی که بودجه دانشگاه تقریباً ثابت می‌ماند. حدود ۹۰ درصد بودجه دانشگاه‌ها صرف حقوق و مزایا می‌شود. در عین حال از ما انتظار دارند هزینه‌های دیگری مانند هزینه‌های عمرانی، پژوهشی و فرهنگی را هم تأمین کنیم.

اگر هزینه‌های پژوهشی را حدود ۱۵ درصد و هزینه‌های فرهنگی را حدود ۵ درصد در نظر بگیریم، عملاً هزینه‌ها از ۱۰۰ درصد بودجه هم بیشتر می‌شود. در حالی که حتی همان ۱۰۰ درصد بودجه هم به طور کامل محقق نمی‌شود.

کاهش درآمد‌های اختصاصی دانشگاه‌ها

آیا درآمد‌های اختصاصی می‌تواند این کمبود را جبران کند؟

یکی از راه‌ها افزایش درآمد‌های اختصاصی است، اما این موضوع هم به دلیل کاهش ارتباط دانشگاه با صنعت و سازمان‌های دولتی با مشکل مواجه شده است. در حال حاضر شرایطی ایجاد شده که بسیاری از صنایع و سازمان‌ها تمایلی به اجرای پروژه‌های پژوهشی ندارند. در نتیجه درآمد دانشگاه‌ها کاهش پیدا کرده و طبیعی است که تأمین هزینه‌ها هم دشوارتر شود.

انتهای خبر/243248/

اخبار اقتصادی
آژانس مسافرتی سلام پرواز ایرانیان
اخبار اجتماعی
فروشگاه اینترنتی سفیر