۲۰ دقیقه پس از آخرین تماس؛ ناگفتههای همسر شهید دانشجوی دانشگاه آزاد از واپسین لخظات زندگی او
سمیه احمدعباسی، همسر شهید رحمان صیدی، دانشجوی شهید دانشگاه آزاد اسلامی در گفتوگو با خبرنگار آگاه با معرفی همسر خود اظهار کرد: شهید رحمان صیدی متولد ۲۰ اسفند سال ۱۳۵۷ در شهرستان سنقروکلیایی استان کرمانشاه بود. اصالتاً کرد بود و در سالهای اخیر به همراه خانواده در تهران زندگی میکردیم.
وی افزود: ایشان تحصیلات خود را تا مقطع دکترای هواشناسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات ادامه داده بود و در زمان شهادت نیز مراحل دفاع از پایاننامه دکتری خود را پشت سر گذاشته بود. رحمان همواره به علم و دانش علاقهمند بود و در کنار مسئولیتهای کاری، مسیر علمی خود را نیز با جدیت دنبال میکرد.
همسر شهید صیدی ادامه داد: علاوه بر تحصیل، در حوزههای علمی نیز فعالیتهای گستردهای داشت. مقالات متعددی منتشر کرده بود، به عنوان استاد مشاور و داور علمی فعالیت میکرد و در دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه صنعتی امیرکبیر کارگاههای آموزشی برگزار میکرد.
وی تصریح کرد: البته رشته تخصصی و اصلی ایشان در حوزه عملیات موشکی بود و از زمان ورود به مجموعه نظامی در این حوزه فعالیت داشت. سپس در ادامه مسیر تحصیلی خود وارد رشته هواشناسی شد و تحصیلاتش را تا مقطع دکتری ادامه داد.
احمدعباسی درباره ویژگیهای اخلاقی همسرش گفت: اگر بخواهم رحمان را در چند جمله توصیف کنم، باید بگویم انسانی بسیار معتقد، مومن و بااخلاص بود. بسیاری از کارهایی که انجام میداد تنها برای رضای خدا بود. هر کاری را با نیت خالص انجام میداد و این موضوع در تمام ابعاد زندگی او دیده میشد.
وی افزود: رحمان در محیط خانه و محل کار به عنوان فردی متواضع، مهربان، مسئولیتپذیر، دلسوز و خانوادهدوست شناخته میشد. برای خانواده اهمیت بسیار زیادی قائل بود و با وجود مسئولیتهای سنگین کاری، همیشه در کنار خانواده حضور داشت.
همسر شهید ادامه داد: دوستان، همکاران و همکلاسیهایش نیز او را فردی بسیار منظم، دقیق، منضبط، توانمند در مدیریت و خستگیناپذیر میدانستند. هر کاری را با نظم و برنامه انجام میداد و در انجام مسئولیتهایش بسیار جدی بود.
وی درباره فعالیتهای فرهنگی، علمی و اجتماعی شهید اظهار کرد: به دلیل مشغلههای فراوان کاری، بخش عمده فعالیتهای ایشان در حوزه مسئولیتهای سازمانی و علمی بود. با این حال همواره در حوزه پژوهش، آموزش و انتقال تجربیات نیز حضور فعالی داشت.
احمدعباسی با اشاره به زندگی خانوادگی شهید گفت: تقریباً تمام اوقات فراغت خود را در کنار من و فرزندانمان سپری میکرد. ما دو فرزند داریم و رحمان تلاش میکرد هر زمان که فرصت دارد در کنار خانواده باشد. بسیاری از برنامهها، سفرها و اوقات خانوادگی ما با حضور او شکل میگرفت.
وی در پاسخ به این پرسش که امروز بیش از همه برای کدام ویژگی همسرش دلتنگ است، بیان کرد: من بارها گفتهام که رحمان فقط همسرم نبود؛ بهترین دوست و رفیق صمیمی من بود. شاید بیش از هر چیز برای گفتوگوهای روزانهمان دلتنگ هستم.
همسر شهید افزود: هر روز منتظر بازگشت او از محل کار بودم. ساعت مشخصی داشت که معمولاً به خانه میآمد و هر چه به آن ساعت نزدیکتر میشدم، بیشتر منتظرش بودم. وقتی به خانه میرسید، ساعتها درباره مسائل روز، اتفاقات پیرامون، موضوعات سیاسی، اجتماعی و مسائل مختلف با یکدیگر صحبت میکردیم.
وی ادامه داد: واقعاً دلم برای همین لحظهها تنگ شده است؛ اینکه از در وارد شود و ساعتها کنار هم بنشینیم و صحبت کنیم. هنوز هم بیش از هر چیز جای خالی همین گفتوگوها را احساس میکنم.
احمدعباسی با اشاره به ارادت ویژه شهید به رهبر معظم انقلاب گفت: رحمان علاقه و ارادت بسیار خاصی به رهبر انقلاب داشت. ما درباره مسائل روز، تحولات منطقه و مسائل سیاسی زیاد با یکدیگر صحبت میکردیم و تحلیلهای مختلفی داشتیم.
وی افزود: شهادت فرماندهان مقاومت برای او بسیار سنگین بود و از این اتفاقات متأثر میشد. با این حال همواره میگفت شهادت بالاترین مقام و سعادت برای یک انسان مؤمن است و هر کس به این جایگاه برسد، به افتخار بزرگی دست یافته است.
همسر شهید تصریح کرد: حتی پیش از شهادت خودش نیز بارها درباره موضوع شهادت صحبت کرده بود و اعتقاد داشت که این بالاترین توفیقی است که خداوند میتواند نصیب یک انسان کند.
وی درباره برخی ویژگیهای شخصیتی شهید که به اعتقاد او نقش مهمی در رسیدن به مقام شهادت داشت، گفت: هر بار که به گذشته فکر میکنم، به یک ویژگی مهم در شخصیت رحمان میرسم و آن احترام فوقالعادهای بود که برای پدر و مادرش قائل بود.
احمدعباسی افزود: بارها با خودم فکر کردهام که چه چیزی باعث شد رحمان به چنین جایگاهی برسد. هر بار به این نتیجه رسیدهام که احترام به والدین در زندگی او جایگاه ویژهای داشت. واقعاً برای پدر و مادرش احترام زیادی قائل بود.
وی ادامه داد: از طرف دیگر کینه در وجودش جایی نداشت. اگر مشکلی پیش میآمد، خیلی زود از آن عبور میکرد. اهل دلخوریهای طولانی نبود و همواره سعی میکرد با دیگران با مهربانی و گذشت رفتار کند.
همسر شهید درباره روز شهادت همسرش نیز اظهار کرد: دوازدهم فروردین در تهران نبودم. آن روز حدود ساعت چهار و نیم عصر با من تماس گرفت. بسیار سرحال، پرانرژی و خوشحال بود.
وی افزود: طبق معمول احوالپرسی کرد و سپس از من خواست تلفن را به فرزندان بدهم. ابتدا با دخترمان و سپس با پسرمان صحبت کرد. مانند همیشه سفارش میکرد که مراقب خودمان باشیم و نگران نباشیم.
احمدعباسی ادامه داد: پس از صحبت با فرزندان، دوباره با من صحبت کرد. من نگران شرایط بودم و از او میخواستم مراقب خودش باشد. اما میگفت نگران نباش، اتفاقی نمیافتد و همه چیز خوب است.
وی گفت: کل این تماس حدود پنج دقیقه طول کشید. اما حدود بیست دقیقه پس از پایان تماس، محل حضور ایشان هدف حمله قرار گرفت.
همسر شهید افزود: در آن زمان از ماجرا اطلاعی نداشتیم. تنها میدانستیم که او در محل مأموریت خود حضور دارد. بعدها متوجه شدیم که پس از حمله مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده است.
وی ادامه داد: به دلیل اصابت ترکش به ناحیه سر، وضعیت جسمانی ایشان بسیار وخیم بود. عمل جراحی انجام شد، اما متأسفانه شدت جراحات به حدی بود که پزشکان نتوانستند ایشان را نجات دهند.
احمدعباسی درباره ساعاتی که از وضعیت همسرش بیاطلاع بود نیز گفت: روز بعد از حادثه از خواب بیدار شدم و منتظر بودم طبق معمول خبری از او داشته باشم. اما هر چه زمان میگذشت، نگرانی من بیشتر میشد.
وی افزود: از ساعت هفت صبح مرتب تماس میگرفتم. ساعت هشت شد، ساعت نه شد، اما خبری نبود. کمکم دلشوره عجیبی سراغم آمد و احساس کردم اتفاقی افتاده است.
همسر شهید ادامه داد: نزدیک ظهر بود که نگرانیام به اوج رسید. بعد از آن تماسهایی برقرار شد و کمکم موضوع مجروحیت ایشان مطرح شد. برادر همسرم نیز در تهران حضور داشت، اما حتی او هم در ابتدا از جزئیات ماجرا اطلاع دقیقی نداشت.
وی اظهار کرد: آن زمان در شمال کشور بودیم. تنها چیزی که به یاد دارم این است که باید هر چه سریعتر خودمان را به تهران میرساندیم. تمام مسیر را با اضطراب و نگرانی طی کردم.
احمدعباسی گفت: در طول مسیر فقط ذکر میگفتم و دعا میکردم. زبانم خشک شده بود و مدام از خدا میخواستم هر چه خیر است همان اتفاق بیفتد. با این حال در قلبم احساس میکردم اتفاق بزرگی رخ داده است.
وی افزود: وقتی به تهران رسیدیم و وارد بیمارستان شدیم، هنوز روزنهای از امید در دل ما وجود داشت. انسان تا آخرین لحظه نمیخواهد بپذیرد که عزیزش را از دست داده است.
همسر شهید ادامه داد:، اما وقتی شرایط جسمانی ایشان را دیدم، متوجه شدم وضعیت بسیار سخت است. دستگاههای پزشکی به او متصل بود و صحنه واقعاً دشواری بود.
وی گفت: فرماندهان، همکاران و دوستانش نیز در بیمارستان حضور داشتند. بسیاری از آنها از ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی رحمان صحبت میکردند و معتقد بودند شهادت برازنده او بوده است.
احمدعباسی افزود: حتی همکارانش میگفتند هر کس وارد محل کار او میشد، از نظم، دقت و پاکیزگی محیط کارش شگفتزده میشد. همه از اخلاق خوب، روحیه کمک به دیگران و مسئولیتپذیری او سخن میگفتند.
وی تأکید کرد: من واقعاً به این جمله ایمان دارم که انسان باید شهیدگونه زندگی کند تا شهید شود. رحمان دقیقاً همینگونه زندگی میکرد و به همین دلیل رسیدن به این مقام برای او دور از انتظار نبود.
همسر شهید در بخش پایانی این گفتوگو به روزهای آغاز زندگی مشترکشان اشاره کرد و گفت: سالها پیش زمانی که دانشجو بودم، رحمان برای خواستگاری به خانواده ما مراجعه کرد. نکته جالب این بود که ما در یک رشته و حتی در یک حوزه تحصیلی نبودیم و ارتباطی میان ما وجود نداشت.
وی افزود: پیش از آن آشنایی خاصی نداشتیم و برخلاف بسیاری از ازدواجهای امروزی، ارتباط طولانیمدتی میان ما شکل نگرفته بود. ایشان پس از تحقیق و بررسی، برای خواستگاری اقدام کردند.
احمدعباسی ادامه داد: مدتی قبل از این مصاحبه از من پرسیدند اگر به حدود ۲۰ سال قبل بازگردی و دوباره در همان موقعیت قرار بگیری، آیا باز هم همان تصمیم را میگیری؟
وی با تأثر خاطر گفت: پاسخ من بدون تردید مثبت است. اگر ۲۰ سال به عقب برگردم و رحمان دوباره از من خواستگاری کند، باز هم به او جواب مثبت میدهم.
همسر شهید در پایان اظهار کرد: شاید از نظر زمانی، زندگی مشترک ما خیلی طولانی نبود، اما از نظر کیفیت بهترین سالهای زندگی من بود. آرامشی که در کنار او داشتم با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. امروز اگرچه دوری او برای ما بسیار سخت است، اما به همسرم افتخار میکنم؛ مردی که با ایمان، اخلاص، عشق به خانواده و خدمت به مردم زندگی کرد و سرانجام به آرزوی همیشگی خود یعنی شهادت رسید.
انتهای خبر/257824/
- تأکید نخبگان بر بازطراحی روابط خارجی ایران/ فرصتهای نوپدید اقتصاد بینالملل ایران در جنگ رمضان
- اقتصاد دانشبنیان نباید جدا از اقتصاد ملی شکل بگیرد
- چرا اقتصاد مقاومتی در معادلات پساجنگ کمرنگ شده است؟
- صالحی: دیپلماسی روستا از اهمیت ویژهای برخوردار است/ ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگ و هنر روستا
- نقشآفرینی ۳۲۰۰ هزار میلیاردی شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشور
- افزایش مکرر قیمت خودرو به موتور محرک تورم انتظاری تبدیل شد/ تنش در اقتصاد مردم تنها یک جرم اقتصادی نیست!
- بهبود معیشت مردم و کنترل تورم اولویت دولت است| دهها راه برای عبور از بحران اقتصادی وجود دارد
- پزشکیان: ادامه تورم بالای ۵۰ درصد قابل قبول نیست/ صدها راه برای خروج از بنبست اقتصادی وجود دارد
- فرصت تازه برای فعالان اقتصادی/ بندر خرمشهر آماده پشتیبانی از واردات ۳۶ قلم کالا
- مهار تورم و حفظ ارزش پول ملی بدون هماهنگی همه بخشهای اقتصادی ممکن نیست
- نقشآفرینی بسیج دانشجویی در تبیین آرمانهای انقلاب اسلامی؛ بسیج دانشجویی؛ نهادی جهادی، فرهنگی و اجتماعی
- عاملیت بخشی به خانوادهها در حل مسائل اجتماعی ضروری است
- فرهنگ عاشورا، الگوی زنده مقاومت و همبستگی اجتماعی در عصر امروز
- سردار جوانی: پیام اخیر رهبری باید محور وحدت شود/ دشمن در جنگ نظامی شکست خورده و به دنبال تجزیه اجتماعی است
- مجله مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران در پایگاه بینالمللی دوآج نمایه شد
- فرهنگ عاشورا، الگوی زنده مقاومت و همبستگی اجتماعی در عصر امروز
- چرا حقوق برخی بازنشستگان هنوز واریز نشده است؟؛ تأمین اجتماعی اطلاعیه صادر کرد
- جزئیات پرداخت ۱۴۰ هزار میلیارد تومانی تامین اجتماعی اعلام شد
- فعالیت ۳ شیفته گشتهای فوریت اجتماعی برای صیانت محله هرندی از موارد آسیبزا
- انزوای اجتماعی دروازهای به سمت اعتیادهای دیجیتال است

